تبليغاتX
« کانون دفاع از حقوق بشر در ایران »
نمایندگی سوئد
 
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 87/04/19  |
 حقوق مطبوعات در ایران

فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

به مناسبت سوم ماه می روز جهانی مطبوعات

گزارش نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده

حقوق  مطبوعات در ایران

در سال 1386

 

اردیبهشت 1387 

به مناسبت (3 ماه مه، 14 اردیبهشت) روز جهانی آزادی مطبوعات، "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" گزارش خود را از وضعيت مطبوعات در ايران در سال 1386  به شرح زير به اطلاع مي رساند.

برمبنای اين گزارش، مطبوعات در سال گذشته در ايران  به شيوه های مختلفی سرکوب و از ادامه کار آنها جلوگيری بعمل آمده است.

ارقام زير، که فشرده ای از موارد نقض حقوق دست اندرکاران مطبوعات را در اين سال منعکس می کند، بيانگر ابعاد گسترده سانسور در ايران است:

1 ـ روزنامه نگاران محکوم به اعدام :     3نفر

2 ـ روزنامه نگارانی که در خارج از زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند: 4 نفر

3 ـ توقیف و لغو امتیاز نشریات:      25 مورد

4 ـ لغو امتیاز نشریاتی که در سالهای قبل توقیف شده بودند:   8 مورد

5 ـ صدور قرار وثیقه برای روزنامه نگاران:     1830000000تومان

6 ـ محکومیت روزنامه نگاران به جریمه نقدی:    16400000تومان و 30000دلار

7 ـ سایتها و وب لاگهای خبری فیلتر شده :     27 سایت

8 ـ کافه نتهای پلمپ شده :       43 مورد

9 ـ احضار و بازجویی روزنامه نگاران و مدیران مسئول بین یک تا نه بار: 79 نفر

10 ـ محاکمه روزنامه نگاران و مدیران مسئول بین یک تا دو بار:  46 نفر

11 ـ بازداشت روزنامه نگاران :      23 نفر

12 ـ احکام صادر شده در دادگاه ها:      58 نفر

13 ـ کل اخبار جمع آوری شده در رابطه با مطبوعات:    229 خبر  

بر اساس اين گزارش نهادهای رسمی و دولتی که در جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات دخالت مستقيم داشته اند، عبارتند از:

1.مدعی العموم، 2.هیئت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 3.دادگاههای انقلاب، 4.دادگاههای عمومی، 5.وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، 6.نیروی انتظامی، 7.اطلاعات نیروی انتظامی، 8.اداره عملیات پلیس امنیت عمومی، 9.شورای نگهبان، 10.سازمان صدا و سیما، 11.ستاد امر به معروف و نهی از منکر، 12.لشکر 41 ثارالله سپاه پاسداران، 13.بسیج سپاه پاسداران، 14.پلیس راهنمایی و رانندگی، 15.سازمان بسیج دانشجویی، 16.ستاد کل نیروهای مسلح، 17.ستاد مشترک سپاه پاسداران، 18.سازمان نظام پزشکی، 19.معاون سیاسی امنیتی استانداری کردستان، 20.دادستان کل کشور، 21.سازمان قضایی نیروهای مسلح، 22.استاندار سیستان و بلوچستان، 23.دادگاه ویژه روحانیت، 24.انصار حزب الله، 25.رئیس کل دادگستری استان تهران، 26.نیروی زمینی ارتش، 27.رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، 28.استاندار گیلان، 29.فرماندار اسلامشهر، 30.فرماندار نیشابور، 31.وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، 32.وزارت کشور، 33.وزارت صنایع و معادن، 34.رئیس سازمان گسترش و نوسازی، 35.رئیس سازمان بورس، 36.وزارت نفت، 37.شرکت مخابرات، 38.وزارت جهاد کشاورزی، 39.اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، 40.سخنگوی دولت، 41.فرماندار دهلران، 42.مشاور استاندار ایلام، 43.رئیس دانشگاه امیر کبیر، 44.اداره گمرک و چند تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.

ضمناً اين گزارش که با استفاده از منابع خبری در داخل ايران تهيه شده است،

با توجه به نقض گسترده ، مستمر و برنامه ریزی حقوق بشر در ایران و سانسور خبری موجود در ايران و آزاد نبودن نهادهای مدنی و اطلاع رسانی، در برگيرنده تمامی موارد نقض حقوق مطبوعات در ايران نيست و نمی تواند بازتاب دهنده تمامی ابعاد تضييع حقوق دست اندرکاران مطبوعات باشد.

برای نمونه به گفته بدرالسادات مفیدی عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران، از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد 570 نشریه به بهانه عدم انتشار نشریه ظرف 6 ماه لغو امتیاز شده اند.

همچنین 2826 تقاضا برای دریافت مجوز نشریه وجود دارد که کماکان در انتظار پاسخ به سر می برند. (اعتماد 6/8/86)

152/2008

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی

ihrnena@gmail.com  14/2/1387 برابر با  03/05 /2008

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 87/02/18  |
 عزای عمومی

فراخوان برای اعلام عزای عمومی در سراسر دانشگاه های کشور 

اینک، صنعتی سهند در هفتمین روز از تحصن خود قرار دارد. 100 ساعت از اعتصاب غذای یاران‌مان گذشته است و 19 تن از اینان به خاک افتاده‌اند. 2 تن دچار تشنج گشته‌اند و دختری تا پای مرگ پیش رفته است و روز به روز به تعداد اعتصاب غذاکنندگان و قربانیان افزوده می‌شود؛ و امروز پسری دست‌ها و پا‌ها و دهان خود را تا پایان تحصن بست، تا روزه سکوت بگیرد و بغضش را فرو خورد؛ اما هنوز فریادهای یاران رساست و استواری در گام‌های‌شان نمایان است. آری، وینان دل به دریا افکنان‌اند، نماینده‌های شادی، که از فریادشان کوه سست می‌شود و زمین دهان باز می‌کند. 
اینک که در هوای در کنار هم‌بودن و برای گذر از بودن به شدن می‌جنگیم، و آزادی خویش را از آنچه که در بندمان کرده است، فریاد زدیم، به خاک افتادن یاران‌مان را ارج می‌نهیم و امروز را روز عزای عمومی در سهند اعلام می‌داریم. در این راستا با اعلام فراخوان به تمامی دانشجویان در تمامی دانشگاه‌های ایران و جهان، فردا را نیز برای همیاری با دانشجویان متحصن در دانشگاه صنعتی سهند، در تمامی دانشگاه‌ها و نیز در خود دانشگاه سهند عزای عمومی اعلام می‌کنیم؛ تا بدین وسیله برگ دیگری از سیل پرشور، آگاه و معترض دانشجویی را در سراسر دنیا به رخ نامردمان بکشانیم.

سهند آماده خروشی دوباره است، عشق‌ها فریاد می‌شوند،  فریادها رها می‌شوند، رهایی نفس می‌کشد، و نفس آزادی را می‌طلبد.

پیروزی از آن ماست

دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز 

Your browser may not support display of this image.

Your browser may not support display of this image. 

Your browser may not support display of this image.

 

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 87/02/10  |
 اعترافات تلویزیونی

شکنجه های طاقت فرسا و گرفتن اعترافات تلویزیونی از دانشجوی زندانی

Your browser may not support display of this image.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان سپیدار اهواز آقای جواد علیخانی 27 ساله دانشجوی دکترای دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز که در تاریخ 28 مهر ماه 1386 در کیانپارس اهواز دستگیر و به یکی از زندانهای مخفی وزارت اطلاعات در اهواز منتقل شد. در حین انتقال به بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات مورد ضرب وشتم وحشیانه 6 مامور دستگیر کننده قرار داشتند.پس از آن اورا به سلولهای انفرادی منتقل کردند . بازجویان وزارت اطلاعات بازجوئی خود را از ساعت 20:00 شروع می کنند و تا نیمه های شب ادامه می یابد .

بازجویان وزارت اطلاعات شکنجه هائی وحشیانه ای را علیه آقای علیخانی و سایر دانشجویان در زندان مخفی وزارت اطلاعات بکار بردند. بازجویان دانشجویان را بر تختی می خوابانند و با ضربات باطومهای برقی به مدتهای طولانی آنها را تحت شکنجه های فیزیکی خود قرار می دادند.آنها به مدت کوتاه شکنجه را متوقف می کردند و ازدانشجویان می پرسیدن که گفته های ما را می پذیرید.

در صورتی که دانشجویان از چنین موضوعی اظهار بی اطلاعی می کردند. نوع و شدت شکنجه تغیر و افزایش می یافت. آقای علیخانی همچنین بارها با وارد کردن شوک الکتریکی به نقاط حساس بدنشان مورد شکنجه قرار گرفت.شیوه دیگر شکنجه که بازجویان علیه آقای علیخانی بکار بردن او را به مدتهای طولانی مورد ضرب وشتم قرار می دادند این شیوه اینقدر ادامه می یافت تا نیروی زندانی را به تحلیل ببرند، و در اثر این شکنجه تقریبا تمام بدن زندانی خونین می شد . علاوه بر شکنجه های فیزیکی ایشان را تحت شکنجه های مختلف روحی قرار دادن از جملۀ آنها تهدید به مبتلا کردن او به بیمار ی ایدز و هپاتید، اخراج اعضای خانواده شاغل در ادارات دولتی، محروم کردن دانش آموزان خانواده از تحصیل، تهدید به اخراج از دانشگاه و محروم کردن از تحصیل.

شیوه دیگر بازجویان وزارت اطلاعات صحنه سازی به اینکه سایرین اعتراف کردند و با رو در رو کردن دانشجویان با هم که از پیش هماهنگ شده بود و از پیش به آنها گفته می شود که چه چیزی را باید بگویند و جه چیزی را نباید بگویند.

آقای علیخانی در اعتراض به شکنجه های وحشیانه و طاقت فرسا چندین روز در اعتصاب غذای خشک بسر برد. بازجوی وزارت اطلاعات او را به به اطاق شکنجه ( که اخیرا به آن اطاق فنی گفته می شود ) بردن و بازجویان را( مسئول فنی) می نامند او را به مدت طولانی تحت شکنجه های خود قرار داد. و ایشان را تهدید کردند که در صورت نشکستن اعتصاب غذای خود او را در دستشوئی زندانی خواهند کرد.

پس از شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی ،اقای علیخانی را به عمد با ریش و موهای بلند و با سر وضعی مرتب به اطاق فیلم برداری که در بازداشتگاه مخفی اداره اطلاعات بود هدایت کردند. در انجا باز جو پشت سر او قرار گرفته بود و از آقای علیخانی شروع به سئوال کردن می کرد البته جوابهای سئوالات از قبل نوشته شده و به ایشان داده بودند که می بایست آنها را پاسخ می داد.و هر جائی که ایشان حاضر به خواندن آن متن نمی شدند بازجو دستور می داد که فیلم برداری را قطع کنند و شروع به تهدید و توهین کردن می کرد.

و از نو سئوال را تکرار می کرد و او مجبور به پاسخ دادن می کرد.وقتی که آقای علیخانی سئوال کرد که می خواهید مصاحبه تلویزیونی از من بگرید بازجو شروع به ضرب و شتم و اهانت به او کرد. پس از پایان بازجوئی تلویزیونی موهای آنها را کوتاه کردند وبه سلولهای انفرادی منتقل کردند. در این مدت فرهادی راد معاون دادستان اهواز به دیدن آنها در زندان مخفی وزارت اطلاعات اهواز آمد و خود این فرد شاهد آثار شکنجه و زخمهای آنها بود و همچنین بارونی بازپرس شعبۀ 1 بازپرسی اهواز این فرد قبلااز بازجویان وزارت اطلاعات در اهواز بوده است. و قتی که آقای علیخانی همراه با بارانی به اطاق قاضی دادگاه انقلاب برده شدند .فردی که بعنوان قاضی در آنجا بود خطاب به بارانی گفت:< اینه علیخانی و ادامه داد پس به قیافه اش نمی خوره این باید بره زندان>

شب همان روز او را از زندان مخفی وزارت اطلاعات به زندان سپیدار اهواز منتقل کردند.مدیر داخله زندان فردی بنام اسعد وقتی که پرونده او را خواند. خطاب به آقای علیخانی گفت : تو باید به بدترین بند بروی، و او را به بند 4 این زندان در کنار زندانیان عادی و خطرناک و با شرایطی طاقت منتقل کردند

آقای علیخانی در 2 دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت . او در تاریخ 10 بهمن 1386 در شعبه 106 دادگاه توسط فردی بنام قیاس الدین طباطبائی مورد محاکمه قرار گرفت . علیرغم تقاضای وکلای ایشان برای آزادی او با وثیقه با مخالفت طباطبائی روبرو گردید و برای او قرار بازداشت موقت صادر گردید .

در تاریخ 24 بهمن 1386 دادگاه دوم او در شعبۀ 3 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محمودی برگزار شد . در روز 27 فروردین ماه دادگاه آقای علیخانی مجداد در شعبۀ 3 دادگاه انقلاب برگزار شد . دادگاه بعدی آقای علیخانی در تاریخ 11 اردیبهشت برگزار خواهد شد.

خانوادۀ آقای علیخانی که در کرج زندگی می کنند و برای ملاقات با فرزندشان باید صدها کیاومتر مسافت را طی کنند آنها همجنین باید متحمل هزینه های سنگین برای مسافرت خود شوند . مراجعات این خانواده به دادگاه انقلاب برای آزادی فرزندشان تا به حال بی نتیجه بوده و از دادن جوابی مشخص به این خانواده سر باز می زنند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، دستگیری خودسرانه ، شکنجه های وحشیانه ، گرفتن اعترافات تلویزیونی و ادامه بازداشت آقای علیخانی را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقداماتی عملی برای آزادی این دانشجو وسایر دانشجویان زندانی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 فروردین 1387 برابر با 17 آپریل 2008

شرایط زندانی فوق به سازمانهای زیر گزارش شد:

1- عفو بین الملل

2- شورای حقوق بشر سازمان ملل

3- کمیسر عالی حقوق بشر

4- دیدبان حقوق بشر

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 87/01/31  |
 بیانیه

بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران در مورد حکم اعدام یعقوب مهر نهاد 

 

کانون وبلاگ نویسان ایران طی بیانیه ای نسبت به حکم اعدام یعقوب مهرنهاد اعتراض کرد

 

کانون وبلاگ نویسان ایران طی بیانیه ای نسبت به حکم اعدام یعقوب مهرنهاد اعتراض. متن بیانیه به شرح زیر می باشد

کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیرانسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم می‌کند. قوه قضاییه جمهوری اسلامی هفته گذشته یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ "مهرنهاد" و فعال مدنی بلوچ را پس از ده ماه بازداشت و شکنجه در دادگاهی بدون حضور وکیل و هیئت منصفه و اعضای خانواده او با اتهامات واهی به اعدام محکوم کرد. آقای مهرنهاد مدیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی برای جوانان بلوچ برنامه اجرا می‌کند. او پس از شرکت در یک جلسه پرسش و پاسخ که برخی از مقامات زاهدان نیز در آن شرکت داشتند بازداشت شد و دلیل دستگیری او اعلام نشد. خانواده و وکیل او پس از ۵ ماه موفق به دیدار او شدند در حالی که از شدت شکنجه تعادل خود را از دست داده بود و ۱۵ کیلو وزن کم کرده بود. کانون وبلاگ نویسان ایران توجه همه مجامع بین المللی را به بدعت گزاری قوه قضاییه ایران برای اعدام وبلاگ نویسان به دلیل ابراز عقاید خود جلب می‌کند. در ایران هرگونه ابراز عقیده با مجازات‌های وحشیانه شلاق و قطع دست و پا و اعدام به جرم‌های واهی اقدام علیه امنیت کشور و ارتباط با بیگانه و گروههای غیر قانونی جواب داده می‌شود. کانون وبلاگ نویسان ایران خواهان لغو حکم اعدام آقای مهرنهاد است و مصرانه از همه حامیان حقوق بشر می‌خواهد که در برابر نقض وحشیانه حقوق بشر در ایران و سرکوب بیرحمانه وبلاگ نویسان و آزاداندیشان ساکت ننشینند و به هر شکل ممکن از اعدام یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس ایرانی جلوگیری کنند.
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/12/07  |
 گزارش

در پی اجرای حکم شلاق برای یک کارگر در سنندج جامعه کارگری کردستان متشنج شده است 

 

دسترنج : در پی اجرای حکم شلاق برای یک کارگر در سنندج جامعه کارگری کردستان متشنج شده است.

 

"اقبال رضایی" یک فعال کارگری در کردستان در این باره به دسترنج گفت: متاسفانه حکم دادگاه بدوی کردستان نسبت به سه ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق پس از ارجاع به دادگاه تجدید نظر استان بصورت ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ده ضربه شلاق اجرایی شده است که در پی آن اولین حکم دادگاه درباره "صدیق امجدی" به اجرا درآمد.

 

او گفت: این حکم برای ۱۰ کارگر دیگر به نامهای"طبیب ملاعی"، "خالد سواری"، "طیب چناری"، "یدالله مرادی" ، "صدیق سبحانی"، "فارس گولیان"، "رحیمی"، "حبیب الله کلکانی "، "عباس عمدریانی"، و "اقبال لطیفی" در آینده نزدیک اجرا خواهد شد.

 

اقبال رضایی گفت: این کارگران در روز جهانی کارگر امسال تنها به دلیل شرکت در راهپیمایی و حق خواهی دستگیر شده اند و عده ای با وارد آوردن اتهاماتی چون "ضد انقلاب و ضد نظام" سعی در انحراف افکار عمومی از حرکت حق طلبانه این کارگران دارند.

 

او با بیان اینکه اقدام دادگاه سنندج موجب خشم و انزجار جامعه کارگری در این منطقه شده است گفت: تشکیل نهادهای صنفی کارگری، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، بازگشت به کار کارگران اخراجی و پرداخت حقوق معوقه کارگران از جمله خواسته های کارگران بازداشتی در راهیمایی اول ماه مه بوده است که باعث بازداشت و صدور احکامی چون شلاق برای آنان شده است. 

 

اعتصاب کارگران سد گاوشان 

 

آژانس خبری موکریان : کارگران سد گاوشان کامیاران در اعتراض به عدم دریافت دستمزد ماهیانه خود ، از روز یکشنبه در محل کارشان دست به اعتصاب زده ، خواستار پرداخت حقوق و مزایای معوقه خود شدند.

 

این کارگران که در ساعت کاری طولانی و درشرایط غیربهداشتی و بسیار سخت و طاقت فرسا در سرما و رطوبت در داخل تونلها کار می کنند ، حدود 4 ماه است حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.

 

گفته می شود درپی این اعتصاب ، کارفرمای شرکت با دادن قـول پرداخت بخشی از مطالبات کارگران ، از آنان خواسته که بر سر کارشان بازگردند ؛کارگران معترض اعلام نموده اند تا پرداخت کامل حقوق و مزایای معوقه خود به اعتصاب ادامه خواهند داد. 

 

فعال دانشجویی دانشگاه تهران پس از چند بار احضار به کمیته پیگری وزارت اطلاعات ناپدید شد 

 

خبرنامه امیرکبیر: رضا نگه داری، فعال دانشجویی دانشگاه تهران، که پس از حوادث اخیر کوی دانشگاه تهران چندین بار به کمیته پیگری وزارت اطلاعات احضار شده بود، ناپدید شده است.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر از این فعال دانشجویی به مدت یک هفته است که هیچ گونه خبری در دست نیست و احتمال می رود نامبرده توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده باشد.

 

پس از ناآرامی های کوی دانشگاه تهران در اوایل بهمن ماه، حدود ۱۰ نفر از دانشجویان ساکن کوی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و یا دادگاه انقلاب احضار و در آن جا مورد بازجویی قرار گرفتند.

 

در جریان احضار دانشجویان به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات سلمان یزدان پناه، چند ساعت تحت بازداشت و بازجویی قرار داشت. نیروهای امنیتی در نهایت به این شرط سلمان یزدان پناه را آزاد کردند که او رضا نگه داری، دیگر فعال دانشجویی، را قانع کند که او نیز به این دفتر مراجعه نماید.

 

پس از چند مرتبه رفت و آمد نگه داری به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، از هفته گذشته هیچ گونه خبری از این دانشجو در دست نیست و احتمال می رود این دانشجو در جریان احضارهای مکررش به این دفتر بازداشت و به زندان اوین منتقل شده باشد.

 

رضا نگه داری و سلمان یزدان پناه، همچنین به سبب شرکت در تجمعات اعتراض آمیز دانشجویی توسط کمیته انضباطی دانشگاه تهران به محرومیت موقت از تحصیل محکوم شده بودند. رضا نگه داری دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران است. 

 

اعتراض معلمان اردبيلی : برف آمد، حقوق ما كم شد 

 

در دو ماه گذشته با بارش نعمت الهي برف و تعطيلي مدارس شاهد كسر حقوق معلمان به ويژه معلمان حق التدريس در استان اردبيل بوديم كه اين امر موجي از اعتراض و نارضايتي را در بين معلمان ايجاد كرد.به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، در اين اتفاق نادر كه شايد تنها در استان اردبيل رخ مي‌دهد بيش از 30 تا 40 درصد اضافه كار معلمان و دبيران حق التدريس كسر شده و تنها جواب مسئولان تعطيلي مدارس بدليل بارش برف اعلام شده است.

 

نكته جالب در اين مسئله كسر حقوق معلمان در شهرستان‌هاي بيله سوار و پارس آباد است كه تنها دو يا سه روز مدارس در مقاطع متوسطه و راهنمايي آنها به تعطيلي كشيده شد و در سرماي هفته پيش با وجود بارش سنگين برف شاهد باز بودن مدارس و برقراري كلاس‌هاي درس بوديم.

 

يكي از معلمان كه به‌شدت از اين كسري حقوق ناراحت بود گفت: در كجاي دنيا حقوق معلم را به‌دليل بارش برف كه باريدن آن خارج از اراده ماست كسر مي‌كنند و بعد هم ادعاي مسئولان توجيهي بيش نيست.

 

وي كه از ذكر نام خود خودداري كرد خواستار توجه جدي مسئولان به معيشت قشر فرهنگي و كاستي از التهاب تورم در كشور شد.يكي ديگر از معلمان حق التدريس كه از كسر حقوق ناچيز خود گله مند بود گفت: دريافتي 180 هزار تومان ما را با كسري ماه دي و بهمن به 130 هزار تومان كاهش داده‌اند و ادعايشان اين است كه آموزش و پرورش با كسري بودجه مواجه است و ما چه گناهي كرده‌ايم كه بايد تاوان بي تدبيري مديران را در صدور ابلاغ‌هاي متعدد به مربيان پرورشي را بدهيم.

 

سعيده ذوالفقاري اين شيوه كسر حقوق را ناعادلانه و بي رحمانه توصيف كرد و از مقامات كشوري خواست تا نسبت به استخدام معلمان زحمت كش حق التدريس و احقاق حقوق پايمال شده آنها تلاش كنند.

 

اغلب معلمان استان عقيده داشتند كه با مراجعه به سازمان آموزش و پرورش و ادارات دليل كسري حقوق تعطيلي مدارس به دليل بارش برف و كسري بودجه آموزش و پرورش اعلام شده است. 

 

اعلام حکم احترام شادفر: 6 ماه حبس تعلیقی به خاطر جمع آوری امضا! 

 

تغییر برای برابری : احترام شادفر عضو مرکز فرهنگی زنان و از مادران کمپین یک میلیون امضا از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی به 6 ماه حبس تعلیقی تا دوسال محکوم شد . اتهام احترام شادفر"اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا" اعلام شده است.

 

علت صدور چنین حکمی جمع اوری امضا اعلام شده است.شادفر62 ساله می گوید بر اساس آنچه در این حکم آمده است طبق ماده 500 قانون مجازات اسلامی به 6ماه حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شده ام . دراین حکم نوشته شده «حبس یاد شده با رعایت ماده 25 قانون مجازات اسلامی با توجه به شرایط خاص و وضعیت اجتماعی برای دو سال معلق می گردد ودر صورتی که درمدت تعلیق مرتکب جرمی شود اجرا می شود »

 

احترام شادفر که 20 خرداد 1386 در خانه اش از سوی پلیس امنیت، کلانتری 104 در میدان نیلوفر بازداشت و پس از صدور رای قاضی 24 ساعت را در بازداشتگاه وزرا گذرانده بود.

 

خودش در این باره میگوید:« تعدادی دفترچه و بیانیه جمع آوری امضارا به یکی از همسایگانم که بیانیه را امضا کرده و علاقه مند به فعالیت در کمپین بود داده بودم. او را هنگام جمع آوری امضا بازداشت می کنند او هم می گوید که از من گرفته است و به این ترتیب مرا بازداشت کردند. »

 

شادفر درباره حکم خود می گوید : « امروز حکمم را به درخانه آوردند. با دیدن آن تعجب کردم. من نمی دانم چه جرمی مرتکب شده ام که چنین حکمی گرفته ام. مگر حرف زدن درباره حقوق زنان، جمع کردن امضا برای ارائه دادن به مجلس جرم است؟! » او در ادامه می گوید:« با وکیلم صحبت کردم. حکم هنوز به او ابلاغ نشده است. ما حتما به این حکم اعتراض خواهیم کرد.»

 

مشابه این حکم پیشتر نیز در 21 مرداد از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب برای نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی اعلام شده بود. آنها نیز هنگام جمع آوری امضا در مترو در دی ماه 1385 دستگیر و به مدت 24 ساعت در بازداشت بودند. ابتدا به نظرمی آمد پرونده شان بسته شده است اما آنها مجددا در پی تغییر روند بازپرسی احضارو تفهیم اتهام شدند. به آنها گفته شد که اتهام شان اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام است و آنها نیز در آخرین دفاع ازخود این اتهام را نپذیرفتند. اما سرانجام محکوم شدند و این درحالی است که جمع آوری امضا اقدامی مدنی و مسالمت آمیز است و نمی تواند جرم محسوب شود. 

 

با گذشت نزدیک به یک ماه از اعتراضات کارگران صنایع مخابراتی ایران، هنوز به خواسته های این کارگران توجه نشده است 

 

به گزارش دسترنج، حدود یک ماه پیش 1400 کارگر کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران در اعتراض به پرداخت نشدن چند ماهه مطالبات خود و توقف فعالیت های کارخانه دست به تحصن زدند.

 

این کارگران به همراه اعضای خانواده خود تاکنون بارها در محل کار و یا در مقابل سازمانهای اداری استان فارس متحص شده اند.

 

به گفته کارگران، کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران از سازندگان اصلی کارتهای هوشمند سوخت بود که از چند ماه پیش تولیدات آن به دلایل نامعلوم متوقف شد.

 

متحصنین با این استدلال که کارفرمای آنها در حال حاضر سفارش ساخت کارت های هوشمند دیگری را برای کارخانه های دیگر در تهران و منطقه خلیج فارس گرفته است، اعضای هیت مدیره را به سوء استفاده از اعتبار کارخانه و بحران سازی متهم می کنند .

 

یکی از کارگران کارخانه در توضیح وضعیت معیشتی خود و سایر همکارانش گفت: از شدت بی پولی و نیاز، موجودی قلکی را که کمیته امداد به صورت امانی برای کمک به نیازمندان در اختیار خانواده ام قرار داده بود را استفاده کردم.

 

پیشتر رییس اداره کار استان فارس در پاسخ به مراجعات کارگران کارخانه صنایع مخابراتی ایران از اعلام آمادگی برای معرفی آنها به بیمه بیکاری خبر داده بود.

 

این اظهارات باعث دلخوری کارگران شد زیرا آنها خواهان دریافت مطالبات معوقه خود و از سرگیری تولیدات کارخانه هستند. 
 

 

آخرين اخبار از وضعيت آناهيتا حسينی و بيتا صميمی زاده دو دانشجوی بازداشتی طيف چپ

 

با گذشت ۱ ماه از بازداشت آناهيتا حسينی دانشجوی دانشگاه تهران و بيتا صميمی زاد دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک ، همچنان خبری مبنی بر آزادی و يا تبديل قرار اين دو دانشجو منتشر نشده است.

 

آناهيتا حسينی و بيتا صميمی زاده ۲۴ ديماه در جريان بازداشت تعدادی از دانشجويان طيف چپ بازداشت شده اند. بنا بر گزارش وبلاگهای خبری که اخبار مربوط به دانشجويان طيف چپ را پوشش می دهند اناهيتا حسينی در تماس تلفنی با منزل از نگهداری خود در زندان اوين به همراه بيتا صميمی خبر داده است. 

 

يک هفته بی خبری از رضا نگه داری، فعال دانشجويی دانشگاه تهران، اميرکبير

 

خبرنامه اميرکبير: رضا نگه داری، فعال دانشجويی دانشگاه تهران، که پس از حوادث اخير کوی دانشگاه تهران چندين بار به کميته پيگری وزارت اطلاعات احضار شده بود، ناپديد شده است.به گزارش خبرنامه اميرکبير از اين فعال دانشجويی به مدت يک هفته است که هيچ گونه خبری در دست نيست و احتمال می رود نامبرده توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده باشد.پس از ناآرامی های کوی دانشگاه تهران در اوايل بهمن ماه، حدود ۱۰ نفر از دانشجويان ساکن کوی به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات و يا دادگاه انقلاب احضار و در آن جا مورد بازجويی قرار گرفتند.

 

در جريان احضار دانشجويان به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات سلمان يزدان پناه، چند ساعت تحت بازداشت و بازجويی قرار داشت. نيروهای امنيتی در نهايت به اين شرط سلمان يزدان پناه را آزاد کردند که او رضا نگه داری، ديگر فعال دانشجويی، را قانع کند که او نيز به اين دفتر مراجعه نمايد. پس از چند مرتبه رفت و آمد نگه داری به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات، از هفته گذشته هيچ گونه خبری از اين دانشجو در دست نيست و احتمال می رود اين دانشجو در جريان احضارهای مکررش به اين دفتر بازداشت و به زندان اوين منتقل شده باشد.

 

رضا نگه داری و سلمان يزدان پناه، همچنين به سبب شرکت در تجمعات اعتراض آميز دانشجويی توسط کميته انضباطی دانشگاه تهران به محروميت موقت از تحصيل محکوم شده بودند. رضا نگه داری دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران است. 

 

به حکم دادگاه سنندج، صديق امجدی، فعال کارگری ۱۰ ضربه شلاق خورد 

 

بهروز کارونی - صديق امجدی، يکی از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه در سنندج، روز شنبه در دادگاه اجرای احکام در سنندج بازداشت شد و حکم ۱۰ ضربه شلاق عليه او به اجرا در آمد. صديق امجدی همراه با ۱۲ کارگر و فعال کارگری ديگر، در روز اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در شهر سنندج بازداشت و پس از چند روز آزاد شدند. این فعالان کارگری چندی بعد در دادگاه به اتهام بر هم زدن نظم عمومی و شرکت در تجمع غير قانونی محاکمه شدند. اين مراسم توسط اتحاديه سراسری کارگران بيکار و اخراجی ايران برگزار شده بود که ده ها نفر در آن شرکت کرده بودند.

 

در آن هنگام، اين تشکل کارگری اعلام کرد که مقام های دولتی با درخواست مجوز برای برگزاری مراسم روز اول ماه مه مخالفت نکرده بودند.

 

پس از محاکمه، دو تن از بازداشت شدگان به دو و نیم سال زندان، و سايرين به ۹۱ روز زندان و تحمل ۱۰ ضربه شلاق محکوم شدند. اين حکم در دادگاه تجديد نظر به ۲۰۰ هزار تومان جريمه نقدی و ۱۰ ضربه شلاق تغيير کرد. جعفر عظيم زاده، سخنگو و عضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، به راديو فردا گفت: «حکم دادگاه تجديدنظر آقای امجدی روز پنجشنبه، ۲۵ بهمن، به شکلی غير رسمی ابلاغ شد. همين موضوع باعث شد که وی روز شنبه، ۲۷ بهمن، به شعبه دوم اجرای احکام دادگاه سنندج مراجعه کند.» به گفته آقای عظيم زاده، صديق امجدی در همان شعبه بازداشت شد و همسرش را وادار کردند که جريمه نقدی را به حساب بريزد و همزمان، او را شلاق زدند.

 

بر اساس اين گزارش، ساير محکومان به شلاق و جريمه نقدی با مراجعه به وکلای مدافع خود متوجه شدند که حکم شلاق برای آنها نيز اجرا خواهد شد.

 

اين نخستين بار است که حکم شلاق برای يک کارگر که در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کرده بود، به اجرا در آمده است.

 

سخنگو و عضو هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران در مورد تاثير اين موضوع چنين اظهار عقيده کرد: « اين مسئله می تواند پيامدهای خطرناکی را برای طبقه کارگر ايران به همراه داشته باشد. همان گونه که در زمينه دستمزدها، ۳۰ سال است که موفق شده اند دستمزدهای پايين تر از خط فقر را به کارگران تحميل کنند و همانطور که همين دستمزدها هم به طور مرتب پرداخت نمی شوند، فکر می کنم اين حکم، پايه ای برای آن خواهد شد که کارگر را مانند دوران بردگی شلاق بزنند. امروزه، سرمايه داری در ايران، اين شلاق زدن را با يک حکم رسمی دارد احيا می کند.»

 

جعفر عظيم زاده اشاره کرد: «در دنيايی که شلاق زدن ممنوع شده است، در ايران، طبقه کارگر را به روزی انداخته اند که به خاطر آنکه روز خودش را برگزار کرده است، محکوم به تحمل ضربات شلاق می شود.»

 

اين فعال کارگر به اين پرسش که آيا برگزاری روز جهانی کارگر در ايران جرم محسوب می شود که کارگران به خاطر آن محکوم به تحمل ضربات شلاق شوند، پاسخ داد: «در ايران، خيلی چيزها هم جرم است و هم جرم نيست. در قانون کار، روز جهانی کارگر تعطيل اعلام شده است. با توجه به اينکه دولت جمهوری اسلامی متعهد شده است که مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان بين المللی کار، آی ال او، را اجرا کند، اما به رغم تمامی اين ها، نزديک به ۳۰ سال است که اجازه برگزاری روز جهانی کارگر را به تشکل های مستقل نمی دهند.»

 

وی اضافه کرد:«اين در حاليست که در ارتباط با خودشان و چيزهايی که به نفع شان هست، ميلياردها از بودجه مردم و مملکت هزينه می کنند، اما وقتی نوبت به کارگر می رسد، حقی برای برگزاری آن روز به کارگر داده نمی شود و تازه، زمانی که کارگر اقدام به برگزاری آن می کند، شلاقش می زنند.» جعفر عظيم زاده همچنين به اين پرسش که اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار که مراسم اول ماه مه در سنندج را برگزار کرده بود، چه اقداماتی را مد نظر قرار داده است تا از کارگران محکوم به تحمل ضربات شلاق دفاع کند، پاسخ داد:«تا آنجا که بتوانيم و با تمام قدرت در مقابل اجرای اين حکم برای ساير دوستان مان ايستادگی خواهيم کرد و به همين حکمی هم که اجرا شده است، اعتراض خواهيم کرد و در صورت تداوم اجرای اين حکم از جمهوری اسلامی به سازمان بين المللی کار شکايت خواهيم کرد، زيرا به اين سازمان تعهد داده است که حقوق پايه ای کارگران را که در جهان به رسميت شناخته شده است، رعايت کند.» 

 

به خاطر نداشتن جوراب تا حد مرگ کتکمان زدند! 

 

ميدان زنان:سارا لقايی:خواهرم را به خاطر نداشتن جوراب گرفته بودند و می خواستند لباسش را بگيرند. وقتی مقاومت کرد، چهار پنج نفری ريختند سرمان و تا حد مرگ کتکمان زدند.

 

الناز معلمی است که به بهانه آنکه پای خواهرش جوراب نبوده در راستای طرح ارتقا امنيت اجتماعی کتک خورده است. او داستان را اينگونه بازگو می کند: "خواهرم تماس گرفت و گفت به خاطر اينکه جوراب نداشته بازداشت شده و من بايد برايش جوراب بياورم تا آزادش کنند. من برای آزاد کردنش با جوراب و کارت ملی به کلانتری رفتم اما کارت ملی را از من قبول نکردند و گفتند بايد شناسنامه اش را ببرم و اين کار بايد قبل از ساعت 9 صورت بگيرد و گرنه شب را به حالت بازداشت پيش آنها خواهد ماند. در اين بحث ها اتفاق ديگری افتاد. آنها از خواهرم خواستند لباسش را که بلوز دامن گشادی بود که به عنوان لباس ملی شناخته می شود پيش آنها بگذارد."

 

خواهر الناز مقاومت می کند و می گويد به خاطر نداشتن جوراب بازداشت شده و لباسش مورد تاييد همه مراجع بوده و به عنوان لباس ملی شناخته شده است. اما جواب می شنود که هر کس اينجا می آيد بايد لباسش را بگذارد.

 

"به خواهرم گفتند اگر لباسش را تحويل ندهد شب بايد بماند. خواهرم قبول کرد. در اين لحظه مامور زنی که داشت با او صحبت می کرد از اتاق بيرون رفت و چهار پنج مرد لباس شخصی وارد اتاق شدند. اول توی صورت خواهرم زدند، من به نشانه اعتراض جلو رفتم و شروع کردند به کتک زدن هر دوی ما. حسابی کتکمان زدند. شب را در بازداشتگاه گذرانديم و صبح روز بعد پيش قاضی رفتيم. خواهرم گفت: آقای قاضی لباس من چه ايرادی دارد؟ قاضی گفت: هيچ. من گفتم: پيدا بودن پا از مچ پا به پايين چه ايرادی دارد؟ گفت: من اين چيزها را نمی دانم."

 

الناز توضيح می دهد که وقتی به دادگاه رفته چادر سرش کرده اند اما به خواهرش اجازه داده اند با همان لباس در دادگاه حاضر شود، چون لباس او مورد تاييد ماموران بوده است.

 

آثار کبودی روی بدن هر دو خواهر ديده می شد. همه ناخن های الناز شکسته بود و در ناحيه سر و قفسه سينه احساس درد می کرد. دو خواهر شکايت کردند و ضرب و شتم آنها توسط پزشکی قانونی تاييد شد. خانواده الناز شکايت کردند. پرونده آنها در جريان است اما خبر تازه ای از پيشرفت آن نيست. 
 

 

آمار وحشتناک از قربانيان سرمازدگی و گاز گرفتگی در ايران 
 

 

زمستان سال 86 را شايد بتوان سياه ترين زمستان خانواده هاي ايراني دانست چرا که بسياري از ايرانيان را در غم از دست دادن عزيزانشان داغدار کرد. در حاليکه هنوز يك ماه از زمستان 86 باقي مانده است، آماري وحشتناک از قربانيان سرمازدگي و گاز گرفتگي در ميان جامعه رسانه اي ايران دست به دست مي شود. آماري که به دليل پنهان کاري مسئولان مربوطه هنوز دقيق نيست اما با يک حساب سرانگشتي مي تواند پرده از مرگ هزاران ايراني در نيمه اول زمستان سال جاري بردارد.

 

به گزارش منابع خبري رسمي در طول سال گذشته 973 نفر بر اثر گاز گرفتگي جان خود را از دست داده بودند که از اين تعداد 250 تن مربوط به استان تهران بوده است. اما در سال جاري تنها در هفته سوم دي ماه 270 نفر بر اثر گاز گرفتگي جان خود را از دست داده اند. هر چند به دليل حجم بالاي مرگ و مير ناشی از گازگرفتگي ، نهادهاي مربوطه دست به يک پنهان کاري عجيب زده اند و از اعلام رسمي آمار تلفات مربوطه خود داري مي کنند اما مطابق خوش بينانه ترين برآورد که رئيس مجتمع بيمارستاني امام خميني تهران اعلام کرده است، تلفات ناشي از گاز گرفتگي تا پايان نيمه اول زمستان جاري 100 درصد نسبت به کل سال گذشته افزايش داشته است.

 

اين آمار تنها متعلق به استان تهران است که کمترين مشکل قطعي گاز را در کشور داشته است. بنابراين بسياري از کارشناسان از آمار چند هزار نفري مرگ ايرانيان بر اثر گاز گرفتگي خبر مي دهند که مي تواند به عنوان يک رکورد بي نظير در کارنامه دولت ثبت شود. برخي منابع در وزارت نفت نيز به صورت غير رسمي از مرگ بيش از چهار هزار ايراني خبر مي دهند که تقريباً چهار صد درصد رشد را تا همين نيمه اول زمستان نشان مي دهد.

 

به گفته کارشناسان، علت اصلي افزايش گاز گرفتگي قطع مکرر و مداوم گاز در بسياري از شهرها و مناطق کشور بوده است که مردم را ناچار به دست کاري رگلاتورهاي گاز و بخاري هاي گازي، استفاده از بخاري هاي غير استاندارد، استفاده از زغال به عنوان سوخت جايگزين و.... کرده است.

 

نرخ رشد بيكاری فارغ‌التحصيلان دو برابر نرخ بيكاری كشور

 

رئيس موسسه كار و تأمين اجتماعي كشور گفت نرخ رشد بيكاري فارغ‌التحصيلان دانشگاه دو برابر نرخ بيكاري در كشور است كه دليل اين امر به مشكلات شيوه آموزش در دانشگاه‌ها بر مي‌گردد.

 

محمدرضا سپهري در حاشيه مراسم افتتاحيه دوره تربيت مربي كه توسط جهاد دانشگاهي شعبه‌ تربيت معلم برگزار شد، گفت:‌ در يك تقسيم‌بندي كلي دانشگاه‌ها را مي‌توان به سه دسته دانشگاه‌هاي نسل اول، دوم و سوم تقسيم كرد كه در دانشگاه نسل اول فقط به امر آموزش، در نسل دوم به آموزش و پرورش و دانشگاه‌هاي نسل سوم هم به آموزش و هم به پرورش توجه مي‌شود؛ يعني به طور كلي در نسل سوم آموزش و پژوهش براي يافتن كسب و كار است كه با توجه به اين مساله دانشگاه‌ها در كشور ما جز دانشگاه‌هاي نسلي اولي است كه در برخي موارد هم وارد نسل دوم شديم؛ چرا كه فقط به آموزش مي‌پردازند و پژوهش‌ها نيز در كشور ما خيلي كاربردي نيستند.

 

سپهري با تاكيد بر اين كه آموزش كارآفريني در كشور بايد از مهد كودك شروع شود، خاطرنشان كرد: آموزش كارآفريني يك مفهوم چند وجهي است كه بايد بچه‌ها از مهد كودك با فرهنگ كار سيستمي ‌و گروهي آشنا شوند؛ چرا كه كارآفريني يك مفهوم ديناميكي است و ايستا نيست و بايد در آموزش كارآفريني مهارت‌ها و توانمندي‌هاي افراد و كارگروهي مورد توجه قرار گيرد.

 

وي با اشاره به اين كه به اين سوال كه چرا فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها در شرايط فعلي وارد بازار كار نمي‌شوند، اظهار كرد: يكي از دلايل اين امر اين است كه دانشجويان در دانشگاه‌ها توانايي بهره‌گيري از زبان خارجي را ندارند و آموزش زبان خارجي در دانشگاه‌ها fashan نيست؛ به طوري كه فارغ‌التحصيل دوره دكتري نيز قابليت استفاده از زبان خارجه را ندارد.

 

رييس موسسه كار و تامين اجتماعي كشور با انتقاد از اين كه دانشجويان در دانشگاه‌ها قدرت ارتباط برقرار كردن با ديگران را آموزش نمي‌بينند، تصريح كرد: بيشتر دانشجويان فارغ‌التحصيل متاسفانه قابليت جمع‌آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات را ندارند كه اين مسأله به نبود هوش هيجاني در آنها بر مي‌گردد كه مربوط به چگونگي برقراري ارتباط با ديگران است كه در دانشگاه‌ها آموزش داده نمي‌شود و حتي در دوره آموزشي با ابزارهاي جديد توليد دانش و اشاعه آن و قابليت استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد نيز آشنا نمي‌شوند و دوره‌هاي كارورزي نيز در برخي موارد به صورت صوري برگزار مي‌شود.

 

سپهري در ادامه عدم توانايي حل مسائل زندگي توسط فارغ‌التحصيلان را از دلايل ديگر بيكاري جوانان فارغ‌التحصيل برشمرد و افزود: جوانان بايد در دانشگاه‌ها توانايي حل مساله و مشكل زندگي اجتماعي را آ‌موزش ببينند تا بتوانند جهاني فكر كنند و منطقه‌اي عمل كنند و ذهن كل‌نگر و جزء كردار داشته باشند.

 

وي با انتقاد از اين كه دانشجويان جهت‌گيري مثبت نسبت به رشته تحصيلي خود ندارند گفت:‌ ما در دانشگاه‌ها درك و جهت‌گيري مثبت نسبت به رشته تحصيلي را به دانشجويان آموزش نمي‌دهيم، اكثر دانشجويان به رشته تحصيلي خود بدبين هستند و بعد از فارغ‌التحصيلي نيز كار مرتبط با رشته تحصيلي خود دانشجويان وجود ندارد.

 

وي در ادامه بيان كرد: داشتن انتظارات شغلي معقول در دانشجويان بسيار مهم است كه اين انتظارات معقول را در دانشجويان ا بايد بوجود آوريم، بايد توجه داشت كه انتظارات شغلي مقعول در سيستم استاد و شاگردي در دوران قديم وجود داشت؛ ولي در حال حاضر نيست و اين فرهنگ اخلاق حرفه‌اي و تعهد به كار و انجام كارگروهي بايد در دانشگاه‌ها مورد توجه قرار گيرد.

 

رييس موسسه كار و تامين اجتماعي كشور، در پايان خاطرنشان كرد: در حال حاضر تمام انتقادات ما از دولت است و همه به دولت نگاه دوختيم كه براي ايجاد كار چه كار كرده؛ در صورتي كه در همه جاي دنيا اين گونه نيست؛ چرا كه ما علم به همراه منابع و مهارت و توانايي‌ها و ايجاد ارزش افزوده و توانايي برنامه‌ريزي را به دانشجويان آموزش نداديم و بايد توجه داشت آموزش يادگيري براي تغيير رفتار آدم‌ها خيلي مهم است و آموزش آنها دادن اطلاعات نيست و ما بايد كارآفريني را براي تغيير رفتار بخواهيم.  
 

 

یک دانشجوی دانشگاه تهران به زندان می رود

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 

طبق احضاریه ای که امروز از سوی شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب بدست پیمان عارف رسیده است، وی می بایست ، خود را جهت اجرای حکم یک سال و نیم حبس تعزیری، به زندان اوین معرفی نماید.

 

پیمان عارف دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران که سال گذشته به سبب فعالیت های خود از دانشگاه اخراج شده بود، در این خصوص می گوید:" طبق این احضاریه می بایست ظرف 72 ساعت، خود را به زندان اوین معرفی نمایم."

گفتنی است، عارف در خرداد ماه 82 توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و مدتی را در بند (2- الف) زندان اوین به سر برد. وی سپس از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق رهبری تجمعات دانشجویی در خرداد 82 و در جریان صدور حکم اعدام برای هاشم آقاجری به 5/1 حبس تعزیری محکوم شد
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/11/30  |
 اطلاعیه
سخنرانی ، بحث و گفتگو

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نمایندگی سوئد جهت بررسی وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، برگزار می کند.

سخنرانان:
مژگان ثروتی: فعال حقوق بشر و عضو جامعه شناسان بدون مرز
بررسی تئوریک حقوق انسانی با تاکید بر حقوق زنان در جمهوری اسلامی

علی طایفی: فعال حقوق بشر و مسئول انجمن جامعه شناسان بدون مرز- ایران
بررسی وضعیت حقوق کودک در جمهوری اسلامی


زمان: جمعه 8 فوریه 2008 ساعت 18:00 الی 21:00 به وقت اروپای مرکزی
مکان: '

Paltalk:
Social Issues and Politics,
Human Rights,
Kanoon defa az hoghogh bashar dar Iran


کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نمایندگی سوئد

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/11/16  |
 ۱۰ بهمن، روز همبستگی

۱۰ بهمن، روز همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با دانشجویان دربند 
 

بهمن، روز همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با دانشجویان دربند  

• گروهی از وبلاک نویس های ایرانی اعلام کرده اند روز ۱۰ بهمن را به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، به روز حمایت از دانشجویان دربند تبدیل خواهند کرد ... 

Your browser may not support display of this image. 
 
 

نیست تردید زمستان می گذرد

وز پی اش پیک بهار

با هزاران گل سرخ

بی گمان می آید... 

بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند. آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)- سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)-٬ سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)-عابد توانچه (پلی تکنیک)-سروش دشتستانی-امین قضائی-بیژن صباغ (دانشگاه مازندران)-آناهیتا حسینی (دانشگاه تهران)-مرتضی خدمتلو-محمد پور عبدالله (دانشگاه تهران)-بیتا صمیمی زاد (دانشگاه پلی تکنیک)-بهزاد باقری( دانشگاه تهران)-سروش ثابت (دانشگاه شریف)-مرتضی اصلاحچی( دانشگاه علامه)-مصطفی شیروانی

طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند.

علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده است.

ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس های ایرانی از آزادی دانشجویان دربند" تغییر دهیم.  

به امید آزادی تمامی یارانمان 

(جهت اعلام حمایت به آدرس 10۰bahman@gmail.com ایمیل بفرستید تا به لیست حامیان اضافه شوید.)

پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح می خواهیم که برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی و حمایت وبلاگ نویسان و دانشجویان هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند.  

۱- اشخاص و وبلاگ نویسان حامی:  

بهزاد مهرانی - کوهیار گودرزی - شیوا نظرآهاری - رشید اسماعیلی - ایرج جنتی عطایی - فواد شمس - مهرداد رحیمی - لاله حسن پور - هژیر پلاسچی - بهرام فرزان -علی وفقی - محمدامین عابدین - سهیل آصفی - اشکان منفرد - الناز انصاری - بابک خرمدین - آیدا سعادت - فرهنگ جلالی - نیما حامدی - سعید ولدبیگی - اکبر رسولی - عبدالرضا احمدی - عطیه وحیدمنش - علیرضا کرمانی - منوچهر اسدبیگی - بیتا یاری - الیا تابش - نوید مینایی - هادی رحیمی - روزبهان امیری - کیوان امیری الیاسی - مریم امیری - صابر آزاد - فارسی - مریم پارسی - امید نیکو - میلاد شکری - امیر یعقوبعلی - سلیمان محمدی - امیر امیرقلی - سهرابی - نازیلا دلیرنیا - احمد معروفی - علی همتی - اقبال نظرگاهی - شیما فرزادمنش - مهشید نظری - محمد - شایا شهوق - فریده جلالی - مهسا - مینا اسلامی - نوید - امیر بستان منش - عباس رضایی - ایران مهر - نیما - سیاوش بهمن - نیلوفر - مانی - سمیرا پوینده - حسن آقا - نجات بهرامی - فری ناز آرین فر - پرتو نوری علا - لیدا - فرامرز طاهری - فاطمه بهادری - سوده - نینا خالقی - امیر فرشاد ابراهیمی - پروین شکوهی - امیر یاشار جوانبخت - اسماعیل مولودی - ج.مونس - سجاد نیکنام - شارمین مهرآذر - بهرام فرزان - حمیدرضا طهماسبی پور - مجید شر - ایرانوش خرمدین - مهدی عربشاهی - صنم محجوب - ساسان آقایی - علی باریکانی - شهره ماهی صفت - امیر آرام - احسان ولی زاده - نیکزاد زنگنه - سعید اسدی 

۲- سایت ها و وبلاگ های حامی: 

آوای دانشگاه - کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر - علامه بلاگ- حرفهای گدا و فقیر - علامه بهمن آبادی - کمپین آزادی و برابری - سیمرغ - برای آزادی نسیم - روزبهان امیری را آزاد کنید - کیوان امیری را آزاد کنید - علی سالم را آزاد کنید - برای آزادی علی کلایی و یاران دربند - اگر میتوانی درد را هجی کنی سلام - بی بهانه - زفان باد صبا - بیا از مرز من گذر کن! - رویداد - میلیتانت - صدای فاصله ها - دست چپی - جامعه نوین، انسان نوین - دروازه های سپیده دم - وبلاگ واحد اصفهان - دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مشهد - خبرنامه فعالین مازندران - ۱۶ آذر سرخ کرمانشاه - کانون وحدت دانشگاه آزاد اسلامی تبریز - دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز - کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند - 13 آذر - کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند - تا آزادی دانشجویان دانشگاه آزاد - وبلاگ گروهی دانشجویان دانشگاه اصفهان - سلام دموکرات - آوای دیگر - کارگر - به پیش - دانشجویان سوسیالیست - سیمرغ - اقدام متحد - اتوبوس آبی - وبلاگ مبلاگ - نیک نوشت - رفقای سجک - علامت سوال - صدای دانشجو دانشگاه آزاد شهر ری - خبرنامه دانشگاه آزاد اراک - خبرنامه دانشگاه آزاد قزوین - خبرنامه فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد کرج - ...ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد... - تشکل آرمان دانشجو - کانون وحدت دانشگاه آزاد اسلامی تبریز - انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد کاشمر - جنبش دانشجویی دانشگاه آزاد گرگان - پرنده خارزار - تراژدی حیات - هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) - ایران تریبون - چه گوارا - فریاد عاشق...Havaari Avinar - آخرین سامورائی - آزادی بیان - دست نوشته ها - خبرنگار آزاد - LIGHT - تلاش برای آزادی - خواب صورتی من - فرزندان ایران زمین - نسل سوخته - تا آزادی...! - تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها - من یک ایرانیم - من تو ما شما ایشان - آزادی برابری - نسل خاموش - ونوس در برابر پاریس برهنه می شود - نقاب شکسته - آگاهی , خورشید واره ایی بر ذهن انسان - محبوب شب - صندوقخونه - باغ مخفی - آزادی را با خون سرخ خود خواهیم نوشت... - ایرانفرا - روزمرگی های من! - سرزمین آفتاب - خرد گرایی، رمز رهایی - کلبه غریب - خنیاگر باد - خبرچین - حق - غمزه ی فریبا - زنده باد آزادی - symposium - قاصدک - رهجویان گمنام - پشت سیم خاردار - مشتی ماشالّا - وبلاگ خبری ایران آزاد - رویای صورتی - کمیته دفاع از حق تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی - از مرگ - پراودا - خرس مهربان - نرگس رعنا - بادبان - اجتماعی تاریخی - گفت - خواهم نوشت، زیرا نوشتن تنها را فریاد زدن بی صداست - FUN - ترنسکشوال دختر - adaughterofpersia - آرمان شهر - احمقانه ها - ّliberty of conscience - دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مشهد - انترناسیونال است نجات ِ انسان‌ها - انجمن اسلامی دانشگاه شهید رجایی(asrnews) - پاسارگاد - کمپین آزادی صالح کهندل - بچه فنی - جیغ کلاغ - احمقانه های من

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/11/04  |
 نامه بابک دادبخش به سلیمانی
به مدیرکل زندانهای استان تهران آقای سهراب سلیمانی

احتراماً اینجانب بابک دادبخش متهم پرونده 7533/84 ط د که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور بازداشت می باشم 21 بار با انواع و اقسام برچسبها به بدترین زندانها و بدترین شرایط تبعید گردیدم هیچگاه نتوانستم دلیل این خشونت را نسبت به خود درک نمایم . و اینکه امضای حضرتعالی را در  آخرین دستور انتقالم به زندان رجایی شهر دیدم که در مورخه 13/9/86 طی نامه شماره 1/77/78 دستور دادید که : تحت شرایط  جاری نامبرده در اسرع وقت تحت ضوابط به زندان رجایی شهر منتقل شود و زیر دستور جنابعالی را هم معاونت امنیت جناب آقای قویچ دستور تاکیدی عنایت فرمودند و اکنون چند سئوال :

می توان بپرسم طبق کدام قوانین و ضوابط اینجانب در 21 بار بین 3 زندان تهران در طی 3 سال نقل و انتقال شدم ؟ میخواهم بپرسم چگونه است که بیش از 45 روز است ممنوع تلفن و ممنوع ملاقات میباشم ؟ ممنوعیتی که کسی دلیل آن را نمی گوید یا نمی داند  تنها گفته میشود ما نیز می دانیم ممنوعیتهای شما  غیر قانونی است ولی قدرتهای بالادست بصورت تلفنی دستور داده اند که تلفن و ملاقاتی نداشته باشی .

از شما میپرسم کدام قانون این اجازه را به سازمان زندانها داده است که بعنوان ترفند جهت ساکت کردن یک زندانی سیاسی او را از زندان اوین به زندانهای دیگر بفرستید و آنها را در بین مجرمین خطرناک و متجاوزین به عنف ، قتلهای فجیع و حتی قاتلین دارای جنون آنی که همگی به اعدام محکوم شده بودند و منتظر اجرای حکم اعدام می باشند بفرستید ؟

آیا علت تبعید من و این شکنجه این است که با خبرنگاران و بازدیدکنندگان در مورد مشکلات زندان صحبت کرده ام ؟ یا اینکه به مافیای زندان و فروشگاهها و کارچاقکنها اعتراض کرده ام ؟ و شما از طرح این مسائل در مقابل بازدیدکنندگان ناراحت هستید ؟ یا اینکه چون من نوامیسم را برای سوء استفاده قراردادن افراد فرصت طلب در کالبد اداره اتان فراهم نساخته ام ؟

اگر نگرانیهای شما موارد بالاست عرض میکنم که کم نیستند آزادیخواهان قلم به دستی که میبینند و مینویسند فعالیت زندانهای فاسد شما را و شما نیز باید روزی پاسخگوی اعمالتان در برابر آنان باشید . اگر مشکل شما این است که خفه شویم در مقابل بازدیدکنندگان و خبرنگارانی که اکثراً نیز از عمال خود شما محسوب میگردند و در مقابل آنان فقط از محاسن شما تعریف کنیم آن هم به روی چشم اگر صحبت کردن از مافیای زندان ، توطئه گران ، کارچاقکنها و فروشندگان مواد مخدر در برابر بازدیدکنندگان ممنوع است آن هم به روی چشم . نمیدانستم که قلمرو آنان محدوده شما نیز محسوب می شود و اگر مشکل دیگر شما جذب نشدن نوامیس ) برای یک خواسته کوچک انقدر بیایند و بروند تا آخر یکی از متولیان آن سیستم بتواند آنها را برای خواسته خود تحت لوای قانون و موقعیت تحت تجاوز و تعرض قرار دهد .( است که تن به خواسته های شما نخواهیم داد زیرا که از جنس شما نیستیم.

در آخر امیدوارم با توجه به اینکه برای احقاق حق خودم و سایر زندانیان سیاسی راهی جز دوختن لبانم نداشتم مرا درک نمائید و به یکی از جلادان نامرئی خود طی دستوری شفاهی و تلفنی سفارش نکنید که برای تحقیر هر چه بیشتر مرا نیز به یکی از حلقه ها ی مفقود دهها قتل بدون متهم که در سلولهای انفرادی زندان رجایی شهر رخ داده و می دهد پینودم و یا مثل چندین زندانی که برای تنبیه هر چه بیشتر با شورتشان آنها را در رجایی شهر به دار آویختند مرا به دار نیاویزید.

زندانی سیاسی بابک دادبخش

سالن 13 واحد 5 زندان رجایی شهر کرج
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/11/02  |
 استمداد خانواده احسنی برای روشن شدن وضعیت مبهم فرزندشان

روز 11 آذرماه1386 که چیزی به 16 آذر یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه تهران نمانده بود دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب خود را آماده می کردند تا در این روز فریاد حق طلبانه خود را بر علیه ظلم واستبداد واختناق به گوش جهانیان برسانند اما حکومت جمهوری اسلامی ایادی خود را آماده کرده تا با تمام توان دانشجویان آزادیخواه را سرکوب کند. در 11 آذرماه دستگیری بیش از30 تن از دانشجویان آغاز گردید.
یکی از دانشجویان دستگیر شده فرزند ما نادر احسنی است
که توسط نیروهای امنیتی در جلو منزل بین ساعت9.5-10صبح ربوده و به محل نامعلومی انتقال یافت. در ساعت 15.30 همانروز که خانواده در بی اطلاعی و نگرانی به سر می بردند دو نفر که خود را ماموران نیروی انتظامی معرفی کرد ند وارد منزل ما شدند و بعد از 2.5 ساعت تفتیش منزل و وسایل شخصی تمام اعضای منزل، کیس کامپیوتر ،کتاب،شعرها و دست نوشته های وی را بعنوان سند و مدرک با خود بردند، یکی از آن دو اظهار داشت که نادر دستگیر و در زندان اوین محبوس و دیگری اظهار بی اطلاعی کرده و گفتند تنها به دادسرای انقلاب برای بررسی وضعیت وی مراجعه شود.ازآن روز به بعد چندین بار به دادسرای انقلاب مراجعه کردیم بعد از دو هفته از بازداشت وی، دستگیری وی تایید،در صورتی که تاریخ بازداشت 17 اذر ماه نوشته شده بود.در ادامه پیگیری وضعیت فرزندمان به کمسیون اصل 90
مجلس،کمسیون امنیت ملی(اقا محمدی)مسئولین زندان اوین،اداره کل نظارت و پیگیری و رسیدگی به شکای
مردمی قوه قضاییه(اقای ابراهیمی) معاون دادستانی در امور زندان ها(سالاری کیا) معاون امنیت دادستان(قاضی حداد)مراجعه کرده و غیر از تحقیر ،توهین و تهدید و مجرم شناختن فرزندمان و دیگر دانشجویان دستگیر شده با وعده های دروغین در مورد آزادی و ملاقات با فرزندمان چیزی عایدمان نشد و تا به امروز29 دیماه1386 که 49 روز ازبازداشت و نگهداری وی در سلول انفرادی می گذرد او تا به حال حتی کوچکترین تماس و ملاقات با اعضای خانواده وکیل مدافع خود نداشته استما از تمامی سازمانها،نهادهای و ارکانهای حقوق بشری و انساندوست جهان برای آزادی و روشن شدن وضعیت فرزندمان استمداد می طلبیم .
خانواده نادر احسنی
29 دی ماه 1386

به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور
رئیس پارلمان اتحاد یه اروپا
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

انتشار دهنده:
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/30  |
 سازمان دیده بان حقوق بشر
درباره مرگ زندانيان در حين بازداشت تحقيق کنيد

دو خودکشی ادعا شده در زندان شک بر انگيز اند

سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد دولت ايران موظف است درباره مرگ ناگهانی دو شخص در حين بازداشت در شمال غربی ايران، تحقيق کند.

ابراهيم لطف الّلهی، بيست و هفت ساله، در بازداشتگاهی در سنندج در تاريخی مابين نهم تا پانزدهم ماه ژانویه درگذشت. زهرا بنی عامری پزشک بيست و هفت ساله نيز در اکتبر سال 2007 در همدان در حين بازداشت فوت کرد. در هر دو مورد، مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کرده اند.

جو ستورک نایب رئیس بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر دراین باره می گوید: مرگ ناگهانی دو جوان ظاهرا سالم در زندان به شدت نگران کننده است و دولت با سرعتی که در خودکشی دانستن این مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزاید.

نيروهای امنيتی، لطف الّلهی را روز ششم ژانويه در حالی که محوطه دانشگاه پيام نور سنندج را ترک می کرد، دستگير کردند. خانواده لطف الّلهی از اتهامات وارد شده به وی توسط مقامات هيچ اطلاعی ندارند. سه روز بعد از بازداشت لطف الّلهی، خانواده ی وی موفق به ملاقات با او در بازداشتگاه سنندج شدند. برادر لطف اللهی به سازمان ديدبان حقوق بشر اظهار داشت که برادرش در حين ملاقات روحيه خوبی داشته و خوب به نظر می آمده است.

در پانزدهم ژانويه، مقامات رسمی بازداشتگاه با پدرو مادر لطف الّلهی تماس گرفته و به ايشان اعلام می کنند که پسرشان را در گورستان محلی دفن کرده اند. مقامات ادعا کردند که لطف الّلهی در سلول اش خودکشی کرده است.

خانواده لطف الّهی به ديدبان حقوق بشر گفتند که از مقامات خواهند خواست که جنازه فرزندشان را برای يافتن علت مرگ توسط پزشکی قانونی نبش قبر کنند.

و همچينين مرگ در حين بازداشت بنی-عامری نيز در شرايط مشکوک رخ داده است. پليس و مقامات امنيتی در روز دوازدهم اکتبر 2007، بنی-عامری و نامزد او را در يک پارک عمومی در شهر همدان به اتهام داشتن رابطه غير مشروعبازداشت کردند. با توجه به قانون مجازت اسلامی در ايران، رابطه نا مشروع بين زن و مرد نا محرم، منجر به مجازات کيفری می شود.

روز بعد مقامات زندان به خانواده ی بنی عامری اطلاع دادند که او در سلول زندان خود کشی کرده است. برادر بنی عامری طی اطلاعیه های مطبوعاتی که همان زمان منتشر کرد، ادعا کرد خواهراش در مکالمات تلفنی که با او داشته، از جمله یک تماس به فاصله 30 دقیقه از زمان اعلام شده مرگ اشخوب به نظر می رسیده است.

شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه نوبل وکالت خانواده بنی عامری در شکایت علیه مقاماتی که مسئول بازداشت و زندانی شدن او بودند را بر عهده گرفته است.

ستورک درین زمینه گفت: شرایط از دست رفتن زندگی دو جوان به گونه ایست که توضیح رسمی را غیرقابل قبول و پاسخگویی را ضروری می سازد. او اضافه کرد: مقامات ایرانی بایستی گام های قابل قبولی در جهت کشف آن چه واقعا روی داده است بردارند و مقامات مسئول دراین دو مرگ را وادار به جوابگویی کنند.

اصول سازمان ملل در ارتباط با پیشگیری موثر و تحقیق در مورد اعدام های غیرقانونی ِ شتابزده و بی دلیل مقرر می دارد که تحقیقات فوری، کامل، و بی طرفانه درباره تمام موارد قتل های غیرقانونی، از جمله مواقعی که دادخواستی از سوی اقوام حاکی از مرگ غیرطبیعی قربانیان تنظیم شده باشد، صورت گیرد. این اصول اعلام می کنند در صورتی که پیکر دفن شده ولی بعدا به نظر برسد تحقیقات لازم است، جسد بایستی بلافاصله نبش قبر شده و مورد کالبدشکافی قرار گیرد. کالبد بایستی برای زمان کافی نزد کسانی که کالبدشکافی را انجام می دهند باقی بماند تا تحقیق کامل را ممکن سازد. ...برای تضمین نتایج عینی، انجام دهندگان کالبدشکافی بایستی قادر باشند به طور بی طرفانه و مستقل از هر شخص، سازمان، یا نهاد ذینفع انجام وظیفه کنند. این اصول هم چنین مقرر می دارند که خانواده های قربانیان و نمایندگان حقوقی آن ها به کلیه اطلاعات مرتبط با تحقیقات دسترسی داشته باشند و حق داشته باشند خواهان حضور نماینده پزشکی ای از سوی آن ها در کالبدشکافی گردند.

دیده بان حقوق بشر قبلا آزار و اذیت و شکنجه زندانیان در ایران را ثبت و از آن ابراز نگرانی کرده است. دو گزارش این سازمان با عناوین هرکس می تواند به هر دلیلی زندانی شود� http://hrw.org/reports/2008/iran0108/ و مانند مردگان در تابوت شان http://hrw.org/reports/2004/iran0604/ آزار و اذیت مخالفین و منتقدین دولت را در زندان ها ثبت کرده اند. در اوت 2006 دیده بان حقوق بشر از شکنجه و مرگ مشکوک فعال دانشجویی اکبر محمدی ابراز نگرانی کرده بود http://hrw.org/english/docs/2006/08/03/iran13895.htm. در دسامبر 2006 دیده بان حقوق بشر از دستگاه قضایی ایران خواست بازداشت بی دلیل و گزارش های مبنی بر شکنجه وبلاگ نویسان بازداشت شده در سال 2004 را مورد تحقیق قرار دهد. http://hrw.org/english/docs/2006/12/12/iran14824.htm 
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/30  |
 بیانیه کانون روزنامه نگاران کردستان ایران

 اعتراض به قتل دانشجوی کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج 

هم زمان با موج گسترده بازداشت دانشجویان معترض در دانشگاه های ایران، تعدادی از دانشجویان کرد نیز در دانشگاه های مختلف ایران بازداشت شدند. از این میان می توان به بازداشت چهار دانشجوی کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن و جواد علیزاده در دانشگاه تهران و سه دانشجوی دیگر در شهر سنندج: یاسر گلی، هانا عبدی و روناک صفازاده اشاره کرد.

متاسفانه انعکاس خبرهای مربوط به بازداشت دانشجویان کرد در رسانه ها نسبت به دانشجویان دیگر بسیار کم و ناچیز بود. چنانچه، به جز سایت دانشجویان کرد و اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، فقط محدود به چند سایت غیر رسمی بود.

این امر خود بر فشارهای مسئولین بر دانشجویان در داخل زندان و خانواده ایشان در خارج از زندان افزود. بدین سان چهارشنبه شب 27-28 دی ماه، یکی از دانشجویان بازداشت شده، زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات سنندج، جان سپرد.

ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور که به دستور بازپرس شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد ازخروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه 16 دی ماه 1386 باداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. تا اینکه شب گذشته خبر کشته شدن وی را به اطلاع خانواده او می رسانند.

کانون روزنامه نگاران کردستان ایران ضمن محکوم نمودن این عمل وزارت اطلاعات سنندج، از مسئولین دستگاه قضایی می خواهد که به این مورد رسیدگی کرده و خاطیان و قاتلان را مجازات نماید، به این امید که "شاید" دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی در کردستان نباشیم. 

کانون روزنامه نگاران کردستان ایران

پنج شنبه 28 دی ماه 1386

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/28  |
 چرا اعتراض مي کنيم؟
نویسندگان: جوديت بلاو و علي طايفي #

http://iswb.blogspot.com

مجموعه قوانين اخلاقي انجمن جامعه شناسي امريکا، صريحا به بيان اين نکته نمي پردازد که جامعه شناسان مسئوليت و وظيفه اي در قبال بي عدالتي ها دارند. اگر چه بيان مي دارد که: " جامعه شناسان از مسئوليت هاي علمي و حرفه اي خود در قبال جامعه و اجتماعاتي که در آن زندگي و کار مي کنند آگاه هستند." (ASA 1997) همانطور که جامعه شناسان آگاه هستند، قصور در نبرد و دخالت در بي عدالتي ها به جاودانگي آنها و در حقيقت پريشان ساختن جامعه شناسان کمک مي کند. جامعه شناسان بدون مرز SSF حامي جامعه شناسان پويا، متعهد و مشارکت جو است و ادعا مي کند که جامعه شناسان مسئوليتي اخلاقي در برابر بي عدالتي و تخلفات از حقوق بشر دارند) بنگرید ) همانطور که در زير تشريح مي کنيم، انجمن جامعه شناسی امریکا در حقيقت در برابر فشار بر جامعه شناسان منفرد به اعتراض بر مي خيزد، در حاليکه جامعه شناسان بدون مرز فراتر رفته و از ديگران براي پيوستن به ما براي اعتراض به بي عدالتي ها در برابر جامعه شناسان و بي عدالتي هاي فراگير دعوت به عمل مي آورد. ما در زمانه مخاطره آميزخاصي زندگي مي کنيم.

اينک سوالاتي چند وجود دارد. چرا ما اعتراض مي کنيم؟ اعتراض مي کنيم چرا که از نظر اخلاقي موظف به اين کار هستيم. هيچ منبعي بهتر از امانوئل کانت براي تعريف مسئوليت هاي اخلاقي وجود ندارد: " فقط بر اساس قواعدي عمل کن که به موجب آن در لحظه صاحب اراده باشي و اين بايد يک قانون جهاني گردد" (کانت، (1785)، 1993 :30). در چه مکاني اعتراض کنيم؟ اصولا کمپين هاي نام آور و موثر، جهاني هستند و با تشکر از اينترنت، ما اعتراضمان را در سطح بين المللي به اشتراک گذارده ايم و آن را تجهيز مي کنيم. نبايد به ستمگران اجازه داده شود تا در قلمروي خويش پنهان شوند. چه زماني اعتراض مي کنيم؟ دو بعد اصلي براي پاسخ به اين پرسش وجود دارد: يک جنبه علمي جامعه يا بيروني و ديگر جنبه اي دروني و يا اجتماعي!

الف) جنبه علمي جامعه (بيروني): بي عدالتي هاي فراواني وجود دارند که جامعه شناسان آنها را مد نظر قرار مي دهند، چرا که ما در پژوهش هايمان با آنها روبرو مي شويم. بي خانماني، فقر، کار کودک و سوء استفاده، تبعيض جنسي، خشونت عليه زنان، تبعيض نژادي و مذهبي، گرسنگي، نژاد پرستي، استثمار مهاجران و بطور کلي، تخلفت از حقوق بشر. اگر اين بي عدالتي ها مورد اعتراض قرار نگيرند، بالا گرفته، تقويت و تشديد مي شوند. يکي از مسئوليت هاي روشنفکران، دانشگاهيان، محققان اجتماعي هم پيماني با مردم ستمديده و تغيير شرايطي است که آن ها را مورد ظلم و ستم قرار مي دهد. جامعه شناسان قادر به روشن سازي اين نکته هستند که قرار نيست مردم به خاطر مظلوميت هايشان سرزنش شوند بلکه درعوض اين موسسات اجتماعي، سياست هاي اقتصادي، نخبه سالاري، واپس زني سياسي، نژاد پرستي، محروميت ايدئولوژيک، بيگانه هراسي و ديگر نيروها هستند که بايد مورد سرزنش قرار گيرند. این روشنگری بنوعی تقویت درحق خودش تلقی می شود.

ب) جنبه اجتماعي (دروني): اعمال ناعادلانة ديگري هستند که ما بايد در زمينه هاي انساني در مقابل آن ها دست به اعتراض بزنيم. اين مطلب زماني صدق مي کند که يک دولت به طور ناصحيح به جامعه شناس (يا هر دانشور و محققي) صدمه مي زند چه به خاطر تحقيقات و انتشارات آن ها و چه بر پاية طرز فکر و تدريس شان. در چنين نمونه اي ما دست به اعتراض مي زنيم، اين اعتراض از تحليل و تحقيق نشأت نمي گيرد، بلکه مبنای آن همکاران و تکيه بر شبکه هاي خود و رسانه های اطلاعاتي است. طي سال گذشته دو جامعه شناس زنداني شدند. دکتر کيان تاجبخش در مي سال 2007 در زندان معروف ايران، اوين به بند کشيده شد. بنابر تمامي گزارشها او تحت شکنجه بوده است. او متهم به جاسوسي شده است (بنگرید). آندره ه. ، استاد دانشگاه همبولت در 31 جولاي سال 2007 به جرم تعلق به نهاد چپ گرا ( militante gruppe ) در برلين به زندان افتاد. (بنگرید). آندره ه. آزاد شده است و بنابر عقيده ما اين در جواب به کمپين و اعتراض های نامه نگاري بود، اگر جه هنوز اتهامات لغو نگرديده اند. يکي ديگر از انديشمندان برجسته، دکتر هاله اسفندياري، محقق مرکز وودرو ويلسون نيز توسط حکومت ايران متهم به جاسوسي و در نهايت در مي 2007 زنداني شد که اين امر مورد اعتراض انديشمندان سراسر دنيا قرار گرفت. (بنگرید)

به تازگي وي آزاد گرديده است هر چند که هنوز اجازه خروج از ایران را ندارد. انديشمند و دانشمند سياسي ديگري بنام پروفسور حسين بشيريه نیز اخیرا از دانشگاه تهران اخراج شده است. (بنگرید) دوستان و خانوادة او هراسان اتفاقات ناگواری هستند.

در ماه جون، رئيس انجمن جامعه شناسی امریکا فرانسیس فاکس پيون نامه اي به آيت الله سيد علي خامنه اي فرستاد که طي آن (همانطور که بسياري ديگر از جوامع دانا و سازمان هاي حقوق بشر) خواستار آزادي کيان تاجبخش از سوي ايران بود (بنگرید). در 15 آگوست 2007، کنسول انجمن تصميم اکيد بر محکوميت شديد هر حکومتي گرفت که « به انديشمندان علمي و محققان، نظارت کرده، آن ها را بازداشت يا زنداني نمايد». به دليلي که مربوط به « مفاهيم پژوهشگري، نوشته ها و يا تماس هاي تحقيقات ميداني شان » مي باشد، (بنگرید)، ASA و اعضاي آن را براي تاکید بر قواعد آزادي هاي آکادميک و محکوم سازي حکومت هايي که چنين آزادي هايي را خدشه دار مي کنند، تحسين مي کنيم. آزادي اسفندياري وآندره ه. بيانگر اين موضوع است که اعتراض مؤثر است و در واقع، مطالعه اي توسط آگنن (2007) هم تصريح مي دارد که کلاً این اعتراضها مؤثر است. اين امر اطمينان بخش است. هنوز ما از جامعه شناسان مي خواهيم که نه تنها در مقابل چيزي که ما آن را بي عدالتي دروني مي ناميم، بلکه حتي در برابر بي عدالتي بروني نیز به پاخيزند هم به معنای اعتراض همگام و هم بخاطر قشر ستمديدة جوامع بزرگتر. آن ها هميشه برادران و خواهران ما هستنند. اين مطلب گاهي مواقع در اصطلاح زمينه هاي علمي مورد نقد مي باشد و همچنين گفته مي شود که جامعه شناسان بايد « بيطرف»، «خنثي» و« بطور مناسب گسسته» باشند. پاسخ ما اين است که جامعه شناسان در وهله اول و پيشاپيش بايد حامي مردم و حقوق بشر بنیادین آنان ـ شامل حقوق آنان در رابطه با آزادي، حرمت، برابري (همساني) و عدم تبعيض ـ باشند چرا که احياي اين حقوق چيزی است که يک اجتماع را می سازد و اين اجتماع است که اين حقوق را ارتقاء مي بخشد. اين روند يک چرخة با فضيلت و خود تقويت کننده است.

در نهايت، ما نياز داريم تشخيص دهيم که مسئوليت هاي اخلاقي ما جهاني هستند. « دانشگاه نامرئي» نامي بود که رابرت بويل و همکارانش در انگلستان قرن هفدهم به شبکة گسترده دانشمندان پراکنده اطلاق کردند. حال ما از طريق اينترنت به صورت جهاني به شبکه گسترده وب و تبادلات مؤسسات متصل هستيم. به عنوان يک امر وجداني و بر پاية دانش خود، به مواردي مانند، کار کودکان، محروم کردن افراد از حق رأي و استثمار نیروی کار اعتراض مي کنيم. به عنوان يک امر وجداني زماني که همکارانمان محبوس مي شوند يا در هر نقطه اي از دنيا به دليل ايستادگي در برابر حکومتشان مورد مجازات قرار مي گيرند، اعتراض مي کنيم. ما دربرابر بی عدالتی که به دانشگاه نامرئی و تمامی همکاران ما آسیب می رساند اعتراض می کنیم. علاوه بر اين، از آن جا که آن ها به خاطر نظرات جامعه شناسانة خود که به خيال حاکمان خطرناک و خرابکارانه مي رسد محبوس هستند، با افتخار بر اين امر که در زمينه اي ترسناک براي ديکتاتورها، نظاميان و سرويس هاي خبرگيري جاسوسي مشغول بکار هستيم، در دفاع از جامعه شناسي دست به اعتراض مي زنيم. آزادي انديشه وآزادي بيان نيز حقوق اساسي بشرهستند. بصورت کلي تر، با در نظر گرفتن هر دو دامنة مورد بحث ما، در هر دو وجه دروني و بيروني اش، اعتراض در برابر بي عدالتي ما را با اجتماع آشتي مي دهد و اتحاد ما را استحکام مي بخشد.

# جودیت بلو، دانشگاه کارولینای شمالی، کپل هیل، jrblau@email.unc.edu

علی طایفی، سوئد، alitayefi@gmail.com

--------------------------------------------
منابع :

Agnone, Jon. 2007. "Amplifying Public Opinion." Social Forces 85: 1593-1620.

Kant, Immanuel; [1785] (1993). Grounding for the Metaphysics of Morals 3rd ed. . Trans. James W. Ellington (Indianapolis: Hackett), 30

American Sociological Association. 1997. Code of Ethics.

http://asanet.org/cs/root/leftnav/ethics/code_of_ethics_table_of_contents
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/25  |
 گزارش سمینار بررسی حقوق بشر در ایران در یوتبوری سوئد
کارگاه نقض حقوق بشر درایران در شهر گونمبرگ سوئد برگزار شد. دراین سمینار و کارگاه نماینده ای از عفو بین الملل، بنیاد سازمان ملل، و علی طایفی عضو فعال انجمن جامعه شناسان بدون مرز و کانون دفاع از حقوق بشر سخنرانی کردند.







متن سخنرانی و خلاصه ای از این کارگاه را در اینجا بشنوید.

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/25  |
 عفو بین الملل خواستار لغو مجازات سنگسار در ایران
گروه عفو بین الملل از مقام های ایران خواسته است مجازات اعدام با سنگسار را که این گروه حقوق بشر "مشمئزکننده و هولناک" توصیف کرد، لغو کنند.
 

این گروه در گزارشی تحت عنوان "ایران: به اعدام با سنگسار پایان دهید" پرونده های مربوط به 9 زن و دو مرد که در خطر سنگسار قرار دارند را پررنگ می کند.

 

عفو بین الملل در این گزارش از حکومت جمهوری اسلامی خواست این مجازات را کنار بگذارد و دستور توقف اجرای احکام سنگسار که در سال 2002 از سوی محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، صادر شده بود را به اجرا بگذارد.

 

مالکولم اسمارت، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل، در بیانیه ای گفت: "ما از اقدامات اخیر به سوی اصلاح و گزارش هایی که می گوید مجلس درحال بحث درباره قوانین اصلاح شده کیفری است که اجازه تعلیق حداقل برخی از احکام سنگسار در مواردی که 'به مصلحت' تشخیص داده می شود را می دهد، استقبال می کنیم."

 

وی افزود: "اما مقام ها باید خیلی از این پیشتر روند، و گام های لازم را برای اطمینان از اینکه قوانین تازه کیفری نه اجازه اعدام با سنگسار را می دهد نه اعدام به صورت های دیگر برای زناء را مجاز می شمارد، بردارد."

 

عفو بین الملل گفت که قوانین کیفری ایران "حکم می کند که سنگ ها آنقدر بزرگ باشد که باعث درد شود اما نه آنقدر بزرگ که فورا قربانی را بکشد" و اینکه برای سنگسار مردان باید تا کمر دفن شوند و زنان تا سینه.

 

این گروه افزود که "ناکامی های جدی در نظام قضایی معمولا به محاکمه های غیرعادلانه منجر می شود، از جمله در مواردی که مجازات اعدام صادر می شود."

 

این گزارش اشاره کرد که دستور توقف سنگسار که سال 2002 صادر شده بود در دو سال گذشته نادیده گرفته شده است.

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/25  |
 بيانيه بخش ايرانی انجمن جامعه شناسان بدون مرز

خطاب به آنان که در انديشه توسعه اجتماعی ايران هستند! 

 

در پی تشديد مسائل و آسيب های اجتماعی اخير در ايران، بخش ايرانی انجمن جامعه شناسان بدون مرز بعنوان يک انجمن بين المللی با هدف گسترش عدالت
اجتماعی، صلح، آزادی و حقوق بشر و پيوند تعهد علمی و عملی جامعه شناسی، همگام با ساير فعالان دانشگاهی و اجتماعی برخود فرض می داند نسبت به بحرانی شدن وضعيت اجتماعی در ايران و دستگيری و تضييع حقوق انسانی و صنفی افراد دانشگاهی از جمله جامعه شناسان در ايران، به مسئولان رده بالای جمهوری بنياد گرای اسلامی هشدار دهد. از اينرو بيانيه حاضر دردو بخش اعتراضی تهيه شده است:

 

۱. جامعه ايران
در طول سالهای اخير گسترش بيش از پيش مسائل و معضلات اجتماعی در جامعه جوان و کودک ايران (بابيش از ۶۵ درصد جمعيت زير ۲۵ سال)، سبب بروز نابسامانی و تضادهای اجتماعی بسياری گرديده است. برخی از اهم اين مسائل عبارتنداز:
• افزايش فقرا و زندگی آحاد مردم در زير خط فقر و بقا (بيش از ۹ ميليون نفر زير خط فقر)،
• عدم پوشش تحصيلی کودکان (بيش از ۳ ميليون نفرمحروم از تحصيل درآموزش عمومی)،
• کار کودکان (بين يک تا دو ميليون نفر) و سوء استفاده جنسی و جسمی از آنان در فضاهای شغلی ناامن، غير بهداشتی و غيررسمی،
• نامشخص بودن وضعيت کودکان بی هويت (بيش از ۸۰ هزار کودک بی شناسنامه)،
• سوء استفاده نظامی از کودکان بعنوان بسيجی (بويژه بسيج دانش آموزی)،
• کودک آزاری (آزار ۳۰ درصد بين يک تا ۵ ساله، بيش از ۲۰ درصد بين ۶ تا ۱۱ و ۱۰ درصد بين ۱۱ تا ۱۸ساله)،
• ازدواج زود هنگام کودکان زير ۱۸سال (بيش از ۷۰۰ هزارنفر)؛
• مجازات اعدام برای کودکان و بزرگسالان (اعدام قريب بيش از ۲۰۰ نفردر ملاء عام)،
• فقر و ناامنی زندگی زنان سرپرست خانوار براثر طلاق يا فوت همسر (بيش از يک ميليون خانوار)،
• تبعيض جنسی و خشونت عليه زنان (۶۷ درصد با حداقل يکبار خشونت) در محيط خانواده، کار و جامعه،
• پوشش اجباری تن و موی زنان و دختران، دستگيری زنان در معابر عمومی و برخورد خشن و تحقيرآميز،
• گرسنگی و سوء تغذيه (پوکی استخوان و کوتاه شدن قامت کودکان تا ۱۰ سانتيمتر)،
• سنگسار زنان و مردان به دليل فقط رابطه عاطفی- جنسی (وقوع سنگسار درسال جاری و محکوميت عده ای ديگر)،
• گسترش روسپيگری و قاچاق زنان برای بازار سکس درکشورهای همسايه براثر فقر و فقدان فرصت های اجتماعی برابر (حدود ۳۰۰ هزارنفر)،
• بيکاری روزافزون کارگران و معلمان (بيش از ۴ ميليون نفر) و دستگيری طيف وسيعی از معترضان اين دو طبقه اجتماعی در مطالبه حقوق خود،
• منع انتشار آثار نويسندگان و هنرمندان منتقد و آزاد انديش و بايگانی و زندان کتب و طرح های آنان در مميزی وزارت ارشاد،
• سانسور شديد درحوزه نشر و توقيف مطبوعات و خودسانسوری آنها و فيلترينگ فضاهای اينترنتی برای سايت های خبری و فکری،
• وجود سيستم تبعيض در گزينش دانشجو، شاغل، مديران از حيث اعتقادی و سياسی و انحصار و رانت خواری در برخورداری از امکانات در فضاهای آموزشی، اقتصادی، سياسی و شغلی،
• تبعيض دينی و مذهبی عليه بهائيان (با حدود ۳۰۰ هزار نفر و محروميت بيش از ۲۰۰ دانشجو از تحصيل دريکسال گذشته)،اهل تسنن، تصوف (دستگيری بيش از ۱۷۰ نفر)، يهوديان (بيش از ۲۵ هزار نفر) و ساير فرق مذهبی،
• محروميت اقوام ساکن در مناطق مرزی کشور نظير کردها، آذريها، اعراب، بلوچ ها و عدم مشارکت آنان در تعيين سرنوشت سياسی و اجتماعی خود و وجود زمينه تضادهای قومی- ملی درايران،
• گسترش اعتياد (بيش از ۵ ميليون معتاد) و در دسترس بودن انواع مواد مخدر،
• درمعرض اعتياد بودن دانش آموزان (بيش از ۲ ميليون نفر)،
• افزايش خودکشی درسالهای اخير (خودکشی ۱۷۰۰ کودک در طی سالهای ۷۶ تا ۸۰ و ثبت ۱۴ هزار مورد در کل سنين و رشد آن درسالهای اخير)،
• وقوع قتل (بيش از ۷ هزار مورد درطول سالهای ۷۶ تا ۸۰) و قتل های ناموسی (حدود ۴۰۰ مورد)،
• برخورد های خشن، غير انسانی و همسان گرا با جرايم و بزهکاران تحت عنوان اراذل و اوباش،
• سرکوب جنبش های اجتماعی زنان، کارگران، معلمان، دانشجويان، نويسندگان و دستگيری گسترده فعالان آنها،
• مهاجرت روزافزون نيروی انسانی ماهر و دانش آموخته دانشگاهی از کشور (بيش از ۱۰۰ هزارنفر درسال) و عدم بهره گيری از جمعيت بزرگ متخصص و دانشمند ايرانی در سراسر دنيا (بيش از ۴ ميليون نفر) بصورت جذب مغزها،
• و بطور کلی، تخلف و ناديده گرفتن مبانی و مفاد کنوانسيون حقوق بشر در عرصه ها و اقشار مختلف اجتماعی.
تشديد اين وضعيت ساختار اجتماعی و نظم موردنياز برای توسعه فراگير و عدالت جويانه جامعه ايران را مورد تهديد جدی قرار داده است. اينهمه در شرايطی بوقوع می پيوندد که اصرار حکومت بنياد گرای اسلامی ايران با مسئوليت ائتلاف نامبارک خامنه ای- احمدی نژاد، بر دستيابی به تسليحات هسته ای و اولويت دادن به دستيابی به دانش و فناوری هسته ای و رويارويی با مجامع جهانی درکنار کم توجهی به مسائل متعدد پيش گفته، جامعه ايران را در مخاطره حمله نظامی احتمالی کشورهای سلطه جويی نظير امريکا و متحدان آن قرار می دهد.

2. اجتماع علمی ايران
متاسفانه علاوه بر وقوع مسائل اجتماعی عديده و فراگير، دولت اسلامی بنيادگرای ايران و مسئولان رده بالای حکومتی بعنوان سياستگذار و تصميم ساز، با ايجاد ترس و ارعاب و اعمال سياستهای ضد اجتماعی و فرهنگی و همچنين سرکوب دانش پژوهان، متخصصان و صاحبان انديشه و علم، بطور ناصحيح به هر دانشور و محقق آزاد انديش و مستقلی از جمله جامعه شناسان متعهد چه به دليل تحقيقات و انتشارآن ها و چه بر پايه طرز فکر و تدريس شان صدمه می زند. در سال جاری دولت اسلامی افراد بسياری را از فضاهای دانشگاهی محروم ساخته است. افرادی نظير دکتر کيان تاجبخش، بزرگيان و در روزهای اخير دلارام علی، دکتر سهراب رزاقی و عماد الدين باقی بخاطر فعاليت های اجتماعی خود که ناشی از حس مسئوليت پذيری علمی و اجتماعی آنان است، دستگير می شوند و بسياری ديگر نظير دکتر توسلی، دکتربشيريه، دکتر وثوقی، دکتر عسگری، دکتر نمک دوست، دکتر جعفری و برخی ديگر از کار درمحيط دانشگاهی محروم می شوند.
بازداشت های بدون مجوز و پيش از رسيدگی حقوقی، بازجويی های درسايه و بدون نظارت نهادهای قانونی از جمله وکيل، شکنجه روحی، ارعاب و هتک حرمت، محروميت از فعاليت عملی و آموزشی، حاشيه نشين سازی، تحميل مديريت های ناشايست در فضاهای علمی، آموزشی و پژوهشی، و بازنشستگی های زودهنگام اساتيد دانشگاهها از زمره مصاديق نقض حقوق بشر و انديشه ستيزی است که دين و مدعيان آن را رو در روی دانش و دانشمندان قرار می دهد.
انجمن جامعه شناسان بدون مرز برای پيشگيری از بروز مسائل مختلف اجتماعی و گسترش بازتاب و پيامد های منفی ان در ساختار های جامعه کنونی و فردای ايران و تلاش برای اتخاذ سياست هايی که بتواند در کوتاه مدت از شدت نرخ رشد اين مسائل کاسته و در ميان مدت زمينه های بروز آنها را ازبين ببرد، به مسئولان جمهوری اسلامی ايران هشدار می دهد. از سوی ديگر از آنان می خواهد فضای آزاد علمی، دانشگاهی و پژوهشی را چنان مهيا سازند که صاحبنظران و پژوهشگران مسئول و آگاه درحوزه های اجتماعی و فرهنگی بتوانند ضمن مطالعه زمينه های بروز اين معضلات جانکاه، در راهيابی تعديل و کاهش شدت رشد معضلات و آثار منفی آن در ساير حوزه ها و اقشار اجتماعی کوشا و موثر باشند و از بازداشت يا منع اشتغال اين قشر و نيروهای روشنگر در جامعه پرهيز کند.
بی ترديد عدم تمهيد چنين امکان و فضايی به سود آحاد ملت اعم از نسل کنونی و آتی جامعه ايران نبوده و آن را درمعرض آشفتگی و بحرانهای جدی اجتماعی، فرهنگی و سياسی و حتی مرزی فرار خواهد داد. درپايان نيز از کليه نهادهای اجتماعی و فرهنگی مستقل، دانش پژوهان و جامعه شناسان کشور دعوت می شود دراعتراض به وضعيت بحران انسانی- اجتماعی درايران همگام شوند.

علی طايفی
مسئول بخش ايرانی انجمن جامعه شناسان بدون مرز

 

انجمن بين المللی جامعه شناسان بدون مرز- ايران فعاليت خود را از کمتر از يکسال گذشته آغاز کرده و هم اينک دارای بيش ار ۱۷۰ نفر عضو ايرانی از داخل و خارج از کشور می باشد. آدرس اينترنتی انجمن را [در اينجا بنگريد].

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/25  |
 

پرونده مرگ زهرا کاظمی به دادسرا و دادگاه تجديدنظر ارسال شد

پرونده فوت زهرا کاظمی برای ارجاع به دادگاه کيفری استان تهران، در دو بخش به دادسرا و شعبه ۳۴ دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد.

سيدمحمد سيف‌زاده، يکی از وکلای اوليای دم زهرا کاظمی با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقی ايسنا گفت: با توجه به وجود دو اعتراض در پرونده، بخشی از اعتراض وکلا که مربوط به عدم رسيدگی به موضوع قتل عمدی بود، به دادگاه تجديدنظر و بخشی ديگر که مربوط به اعتراض دادستان تهران به صدور قرار منع قرار پيگرد برای مامور وزارت اطلاعات بود، به دادسرا ارجاع شد تا نهايتا اين پرونده در دادگاه کيفری استان تهران مورد رسيدگی قرار گيرد.

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/25  |
  بیانیه شماره ۲۰ کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند
مردم آزادیخواه، کارگران، دانشجویان!

متأسفانه با گذشت بیش از ۴۰ روز از بازداشت غیر قانونی رفقایمان و علیرغم پیگیری های روزمره ی خانواده هایشان و فعالیت های بی دریغ شما، در داخل و خارج از کشور، یاران در بندمان همچنان در سلول های انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ به سر می برند و از کلیه حقوق تصریح شده در قوانین اساسی و حقوق شهروندی و بشری شان محروم مانده اند. بر خلاف ادعای مسئولان حکومتی که عدم پایان دوران بازجویی و تکمیل پرونده را دلیلی بر طی کردن روال قانونی قضایی اعلام داشته اند، برای ما، کسانیکه بارها در چنین موقعیتی قرار داشتیم، واضح است که این حضرات با وجود اعمال فشارها و شکنجه های روانی و احتمالاً جسمی بر دانشجویان در بند، نتوانسته اند مدارک و اعترافاتی برای توجیه بازداشت ایشان و سناریوی "اقدام علیه امنیت" ساخته و به دست آورند و به خیال خود با هر چه طولانی تر کردن زمان بازداشت و شدیدتر کردن فشارها و شکنجه هایشان می توانند از طرفی، دانشجویان بیگناه و مبارز ما را وادار به اعتراف به کارهای نکرده و احتمالاً در مقابل دوربین های تلویزیونی بکشانند، و از طرف دیگر، توان اعتراضی خانواده ها و شما، حامیان راستین کلیه ی مبارزان راه آزادی و عدالت اجتماعی را در حمایت از ایشان به نقطه پایان و سکون بکشانند.

همچنین متاسفانه برخی از عناصر فرصت طلب و سیاسی کار که برای پیشبرد مقاصد حقیر خود و انحصار تریبیون های رسانه ای، با جو سازی و دروغ پردازی، سعی از میدان در کردن دیگر حامیان و مبارزان راه آزادی کرده بودند نیز، آگاهانه و یا نا آگاهانه در محدود سازی فضای حمایتی از دانشجویان در بند سهیم بودند. و اینک که سیاست مسئولان حکومتی بر مبنای فرسایش نیروی یاران در بند و نیروهای حامی ِ ایشان قرار گرفته است، بیش از هر زمان دیگری دست شان برای خانواده ها و شما عزیزان رو گشته و اعتبار کاذب خود را از دست داده و منفعلانه در گوشه ی عزلت فرو رفته اند. نتیجه ی چنین روندی حضور رسانه ای تعداد بیشتری از خانواده های دربند بوده است. اما از طرف دیگر یکی از نتایج اقدامات فرصت طلبانه و انحصارگرایانه ی ایشان سر در گمی و پریشان فکری مدافعان حقوق دمکراتیک، به خصوص در خارج از کشور بوده است.

یاران مبارز! فعالان جنبش های برابری اجتماعی!

بیاییم و به مسئولان حکومت مطلقه نشان دهیم که بر خلاف سال های گذشته با نیروهای "خودی" ای که تکیه بر انوار بی فروغ مراکز حکومتی داشتند روبرو نیستند که با برخورد سرد ایشان توان مبارزاتی شان را از دست بدهند. بیاییم نشان دهیم که منشاء توان مبارزاتی ما و یاران در بندمان از همگرایی و همسویی با طبقات و مردم محروم و یکدیگر است. مرکزی که نورش همچون خورشید خود انگیخته و جاودانی است. بیایید تا دست در دست هم نهیم و موج دیگری از مبارزات حمایتی خود، از کلیه ی یاران در بند، دانشجو و کارگر و اقوام ستم کشیده، به راه انداخته تا نیروهای مستبد و مطلق گرا بدانند که هزینه ی نگاهداری یاران ما در بند بسیار فراتر از منافع گروهی ایشان خواهد بود.

به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و فعالان اجتماعی در بند

کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند
منبع: اخبار روز

‏یکشنبه‏، ۱۳۸۶/۱۰/۲۳
|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/24  |
 احکام سنگين کميته انضباطی برای دانشجويان دانشگاه علامه، اميرکبير
 

سليمان محمدی دبير سابق شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات اين دانشگاه با وجود داشتن حکم يک ترم تعليق از تحصيل بدون احتساب سنوات، حکم قطعی دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات را دريافت کرد که بدين ترتيب در واقع حکم سه ترم تعليق از تحصيل را دريافت کرده است. حکم دو ترم تعليق از تحصيل در مهر ماه صادر شده ولی در دی ماه به وی ابلاغ شده است.

 

صدور اين حکم برای محمدی از اختيارات دانشگاه نيست؛ چرا که دانشگاه طبق قانون تنها می‌تواند حکم دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات را ابلاغ کند و صدور سه ترم تعليق از تحصيل، قانونی نيست.

 

همچنين فرهنگ سلامی، فعال دانشجويی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه حدود يک ماه پيش به کميته‌ی انضباطی احضار شد و حکم بدوی يک ترم تعليق از تحصيل بدون احتساب سنوات را دريافت کرد ولی در هفته‌ی گذشته در حالی که تا کنون حکم قطعی‌اش صادر نشده است، دوباره به کميته‌ی انضباطی احضار شد. هم‌چنين عليرضا موسوی، فعال دانشجويی دانشکده ادبيات اين دانشگاه در حالی که دوره‌ی تعليق دو ترم با احتساب سنوات را می‌گذراند، در چند روز گذشته دوباره به کميته‌ی انضباطی احضار شد.

 

مهديه گلرو، فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد اين دانشگاه نيز در حالی که دوران دو ترم تعليق از تحصيل وی با احتساب سنوات تمام شد، مجددا به کميته‌ی انضباطی احضار شد؛ عسل اخوان، امير يعقوب‌علی و شيما فرزادمنش، فعالان دانشجويی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات نيز که در دوره‌ی يک ترم تعليق از تحصيل به سر می‌برند دوباره به کميته‌ی انضباطی احضار شدند.

 

اميرحسين ايرجی، فعال دانشجويی دانشکده ادبيات نيز که حکم يک ترم تعليق از تحصيل وی به اتمام رسيده است در حال حاضر اجازه‌ی ورود به دانشگاه و انتخاب واحد را ندارد ولی مجددا به کميته‌ی انضباطی احضار شده است. هم‌چنين کوروش جنتی، فعال دانشجويی اين دانشکده نيز هفته‌ی گذشته به کميته‌ی انضباطی احضار شد.

مازيار سميعی، فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد، نيز که حکم يک ترم تعليق از تحصيل به صورت معلق برای وی صادر شده بود، بعد از سپری شدن زمان بازداشت به کميته‌ی انضباطی احضار و اين حکم در حالی برای وی قطعی می‌شود که اجازه‌ی حضور در جلسه‌ی امتحان را ندارد.

 

همچنين نگين فرازمند، فعال دانشجويی دانشکده اقتصاد نيز به کميته‌ی انضباطی احضار شد و آيدين اخوان، فعال دانشجويی اين دانشکده نيز حکم قطعی يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات به وی ابلاغ شد. اين حکم در ترم جاری اجرا شده و وی نمی‌تواند در امتحانات اين ترم شرکت کند

منبع: گویا
.

|+| نوشته شده توسط نمایندگی سوئد در 86/10/24  |
 
 
بالا