در
پی اجرای حکم شلاق برای
یک کارگر در سنندج جامعه
کارگری کردستان متشنج
شده است
دسترنج : در پی
اجرای حکم شلاق برای یک کارگر در سنندج
جامعه کارگری کردستان متشنج شده است.
"اقبال رضایی"
یک فعال کارگری در کردستان در این باره
به دسترنج گفت: متاسفانه حکم دادگاه بدوی
کردستان نسبت به سه ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق
پس از ارجاع به دادگاه تجدید نظر استان
بصورت ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ده ضربه
شلاق اجرایی شده است که در پی آن اولین حکم
دادگاه درباره "صدیق امجدی" به اجرا
درآمد.
او گفت: این حکم
برای ۱۰ کارگر دیگر به نامهای"طبیب ملاعی"،
"خالد سواری"، "طیب چناری"، "یدالله
مرادی" ، "صدیق سبحانی"، "فارس
گولیان"، "رحیمی"، "حبیب الله
کلکانی "، "عباس عمدریانی"، و "اقبال
لطیفی" در آینده نزدیک اجرا خواهد شد.
اقبال رضایی
گفت: این کارگران در روز جهانی کارگر امسال
تنها به دلیل شرکت در راهپیمایی و حق خواهی
دستگیر شده اند و عده ای با وارد آوردن اتهاماتی
چون "ضد انقلاب و ضد نظام" سعی در انحراف
افکار عمومی از حرکت حق طلبانه این کارگران
دارند.
او با بیان اینکه
اقدام دادگاه سنندج موجب خشم و انزجار جامعه
کارگری در این منطقه شده است گفت: تشکیل
نهادهای صنفی کارگری، اتحادیه سراسری کارگران
اخراجی و بیکار، بازگشت به کار کارگران
اخراجی و پرداخت حقوق معوقه کارگران از
جمله خواسته های کارگران بازداشتی در راهیمایی
اول ماه مه بوده است که باعث بازداشت و صدور
احکامی چون شلاق برای آنان شده است.
اعتصاب
کارگران سد گاوشان
آژانس خبری موکریان
: کارگران سد گاوشان کامیاران در اعتراض
به عدم دریافت دستمزد ماهیانه خود ، از
روز یکشنبه در محل کارشان دست به اعتصاب
زده ، خواستار پرداخت حقوق و مزایای معوقه
خود شدند.
این کارگران
که در ساعت کاری طولانی و درشرایط غیربهداشتی
و بسیار سخت و طاقت فرسا در سرما و رطوبت
در داخل تونلها کار می کنند ، حدود 4 ماه
است حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده
اند.
گفته می شود
درپی این اعتصاب ، کارفرمای شرکت با دادن
قـول پرداخت بخشی از مطالبات کارگران ،
از آنان خواسته که بر سر کارشان بازگردند
؛کارگران معترض اعلام نموده اند تا پرداخت
کامل حقوق و مزایای معوقه خود به اعتصاب
ادامه خواهند داد.
فعال
دانشجویی دانشگاه تهران
پس از چند بار احضار
به کمیته پیگری وزارت
اطلاعات ناپدید شد
خبرنامه امیرکبیر:
رضا نگه داری، فعال دانشجویی دانشگاه تهران،
که پس از حوادث اخیر کوی دانشگاه تهران
چندین بار به کمیته پیگری وزارت اطلاعات
احضار شده بود، ناپدید شده است.
به گزارش خبرنامه
امیرکبیر از این فعال دانشجویی به مدت یک
هفته است که هیچ گونه خبری در دست نیست و
احتمال می رود نامبرده توسط نیروهای امنیتی
بازداشت شده باشد.
پس از ناآرامی
های کوی دانشگاه تهران در اوایل بهمن ماه،
حدود ۱۰ نفر از دانشجویان ساکن کوی به دفتر
پیگیری وزارت اطلاعات و یا دادگاه انقلاب
احضار و در آن جا مورد بازجویی قرار گرفتند.
در جریان احضار
دانشجویان به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات
سلمان یزدان پناه، چند ساعت تحت بازداشت
و بازجویی قرار داشت. نیروهای امنیتی در
نهایت به این شرط سلمان یزدان پناه را آزاد
کردند که او رضا نگه داری، دیگر فعال دانشجویی،
را قانع کند که او نیز به این دفتر مراجعه
نماید.
پس از چند مرتبه
رفت و آمد نگه داری به دفتر پیگیری وزارت
اطلاعات، از هفته گذشته هیچ گونه خبری از
این دانشجو در دست نیست و احتمال می رود
این دانشجو در جریان احضارهای مکررش به
این دفتر بازداشت و به زندان اوین منتقل
شده باشد.
رضا نگه داری
و سلمان یزدان پناه، همچنین به سبب شرکت
در تجمعات اعتراض آمیز دانشجویی توسط کمیته
انضباطی دانشگاه تهران به محرومیت موقت
از تحصیل محکوم شده بودند. رضا نگه داری
دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران است.
اعتراض
معلمان اردبيلی : برف
آمد، حقوق ما كم شد
در دو ماه گذشته
با بارش نعمت الهي برف و تعطيلي مدارس شاهد
كسر حقوق معلمان به ويژه معلمان حق التدريس
در استان اردبيل بوديم كه اين امر موجي
از اعتراض و نارضايتي را در بين معلمان
ايجاد كرد.به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل،
در اين اتفاق نادر كه شايد تنها در استان
اردبيل رخ ميدهد بيش از 30 تا 40 درصد اضافه
كار معلمان و دبيران حق التدريس كسر شده
و تنها جواب مسئولان تعطيلي مدارس بدليل
بارش برف اعلام شده است.
نكته جالب در
اين مسئله كسر حقوق معلمان در شهرستانهاي
بيله سوار و پارس آباد است كه تنها دو يا
سه روز مدارس در مقاطع متوسطه و راهنمايي
آنها به تعطيلي كشيده شد و در سرماي هفته
پيش با وجود بارش سنگين برف شاهد باز بودن
مدارس و برقراري كلاسهاي درس بوديم.
يكي از معلمان
كه بهشدت از اين كسري حقوق ناراحت بود
گفت: در كجاي دنيا حقوق معلم را بهدليل
بارش برف كه باريدن آن خارج از اراده ماست
كسر ميكنند و بعد هم ادعاي مسئولان توجيهي
بيش نيست.
وي كه از ذكر
نام خود خودداري كرد خواستار توجه جدي مسئولان
به معيشت قشر فرهنگي و كاستي از التهاب
تورم در كشور شد.يكي ديگر از معلمان حق التدريس
كه از كسر حقوق ناچيز خود گله مند بود گفت:
دريافتي 180 هزار تومان ما را با كسري ماه
دي و بهمن به 130 هزار تومان كاهش دادهاند
و ادعايشان اين است كه آموزش و پرورش با
كسري بودجه مواجه است و ما چه گناهي كردهايم
كه بايد تاوان بي تدبيري مديران را در صدور
ابلاغهاي متعدد به مربيان پرورشي را بدهيم.
سعيده ذوالفقاري
اين شيوه كسر حقوق را ناعادلانه و بي رحمانه
توصيف كرد و از مقامات كشوري خواست تا نسبت
به استخدام معلمان زحمت كش حق التدريس و
احقاق حقوق پايمال شده آنها تلاش كنند.
اغلب معلمان
استان عقيده داشتند كه با مراجعه به سازمان
آموزش و پرورش و ادارات دليل كسري حقوق
تعطيلي مدارس به دليل بارش برف و كسري بودجه
آموزش و پرورش اعلام شده است.
اعلام
حکم احترام شادفر: 6 ماه
حبس تعلیقی به خاطر جمع
آوری امضا!
تغییر برای برابری
: احترام شادفر عضو مرکز فرهنگی زنان و از
مادران کمپین یک میلیون امضا از سوی شعبه
13 دادگاه انقلاب اسلامی به 6 ماه حبس تعلیقی
تا دوسال محکوم شد . اتهام احترام شادفر"اقدام
علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام
جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا"
اعلام شده است.
علت صدور چنین
حکمی جمع اوری امضا اعلام شده است.شادفر62
ساله می گوید بر اساس آنچه در این حکم آمده
است طبق ماده 500 قانون مجازات اسلامی به
6ماه حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم
شده ام . دراین حکم نوشته شده «حبس یاد شده
با رعایت ماده 25 قانون مجازات اسلامی با
توجه به شرایط خاص و وضعیت اجتماعی برای
دو سال معلق می گردد ودر صورتی که درمدت
تعلیق مرتکب جرمی شود اجرا می شود »
احترام شادفر
که 20 خرداد 1386 در خانه اش از سوی پلیس امنیت،
کلانتری 104 در میدان نیلوفر بازداشت و پس
از صدور رای قاضی 24 ساعت را در بازداشتگاه
وزرا گذرانده بود.
خودش در این
باره میگوید:« تعدادی دفترچه و بیانیه جمع
آوری امضارا به یکی از همسایگانم که بیانیه
را امضا کرده و علاقه مند به فعالیت در کمپین
بود داده بودم. او را هنگام جمع آوری امضا
بازداشت می کنند او هم می گوید که از من
گرفته است و به این ترتیب مرا بازداشت کردند.
»
شادفر درباره
حکم خود می گوید : « امروز حکمم را به درخانه
آوردند. با دیدن آن تعجب کردم. من نمی دانم
چه جرمی مرتکب شده ام که چنین حکمی گرفته
ام. مگر حرف زدن درباره حقوق زنان، جمع کردن
امضا برای ارائه دادن به مجلس جرم است؟!
» او در ادامه می گوید:« با وکیلم صحبت کردم.
حکم هنوز به او ابلاغ نشده است. ما حتما
به این حکم اعتراض خواهیم کرد.»
مشابه این حکم
پیشتر نیز در 21 مرداد از سوی شعبه 28 دادگاه
انقلاب برای نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی
اعلام شده بود. آنها نیز هنگام جمع آوری
امضا در مترو در دی ماه 1385 دستگیر و به مدت
24 ساعت در بازداشت بودند. ابتدا به نظرمی
آمد پرونده شان بسته شده است اما آنها مجددا
در پی تغییر روند بازپرسی احضارو تفهیم
اتهام شدند. به آنها گفته شد که اتهام شان
اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه
نظام است و آنها نیز در آخرین دفاع ازخود
این اتهام را نپذیرفتند. اما سرانجام محکوم
شدند و این درحالی است که جمع آوری امضا
اقدامی مدنی و مسالمت آمیز است و نمی تواند
جرم محسوب شود.
با
گذشت نزدیک به یک ماه
از اعتراضات کارگران
صنایع مخابراتی ایران،
هنوز به خواسته های این
کارگران توجه نشده است
به گزارش دسترنج،
حدود یک ماه پیش 1400 کارگر کارخانه صنایع
مخابراتی راه دور ایران در اعتراض به پرداخت
نشدن چند ماهه مطالبات خود و توقف فعالیت
های کارخانه دست به تحصن زدند.
این کارگران
به همراه اعضای خانواده خود تاکنون بارها
در محل کار و یا در مقابل سازمانهای اداری
استان فارس متحص شده اند.
به گفته کارگران،
کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران
از سازندگان اصلی کارتهای هوشمند سوخت
بود که از چند ماه پیش تولیدات آن به دلایل
نامعلوم متوقف شد.
متحصنین با این
استدلال که کارفرمای آنها در حال حاضر سفارش
ساخت کارت های هوشمند دیگری را برای کارخانه
های دیگر در تهران و منطقه خلیج فارس گرفته
است، اعضای هیت مدیره را به سوء استفاده
از اعتبار کارخانه و بحران سازی متهم می
کنند .
یکی از کارگران
کارخانه در توضیح وضعیت معیشتی خود و سایر
همکارانش گفت: از شدت بی پولی و نیاز، موجودی
قلکی را که کمیته امداد به صورت امانی برای
کمک به نیازمندان در اختیار خانواده ام
قرار داده بود را استفاده کردم.
پیشتر رییس اداره
کار استان فارس در پاسخ به مراجعات کارگران
کارخانه صنایع مخابراتی ایران از اعلام
آمادگی برای معرفی آنها به بیمه بیکاری
خبر داده بود.
این اظهارات
باعث دلخوری کارگران شد زیرا آنها خواهان
دریافت مطالبات معوقه خود و از سرگیری تولیدات
کارخانه هستند.
آخرين
اخبار از وضعيت آناهيتا
حسينی و بيتا صميمی زاده
دو دانشجوی بازداشتی
طيف چپ
با گذشت ۱ ماه
از بازداشت آناهيتا حسينی دانشجوی دانشگاه
تهران و بيتا صميمی زاد دانشجوی دانشگاه
پلی تکنيک ، همچنان خبری مبنی بر آزادی
و يا تبديل قرار اين دو دانشجو منتشر نشده
است.
آناهيتا حسينی
و بيتا صميمی زاده ۲۴ ديماه در جريان بازداشت
تعدادی از دانشجويان طيف چپ بازداشت شده
اند. بنا بر گزارش وبلاگهای خبری که اخبار
مربوط به دانشجويان طيف چپ را پوشش می دهند
اناهيتا حسينی در تماس تلفنی با منزل از
نگهداری خود در زندان اوين به همراه بيتا
صميمی خبر داده است.
يک
هفته بی خبری از رضا
نگه داری، فعال دانشجويی
دانشگاه تهران، اميرکبير
خبرنامه اميرکبير:
رضا نگه داری، فعال دانشجويی دانشگاه تهران،
که پس از حوادث اخير کوی دانشگاه تهران
چندين بار به کميته پيگری وزارت اطلاعات
احضار شده بود، ناپديد شده است.به گزارش
خبرنامه اميرکبير از اين فعال دانشجويی
به مدت يک هفته است که هيچ گونه خبری در
دست نيست و احتمال می رود نامبرده توسط
نيروهای امنيتی بازداشت شده باشد.پس از
ناآرامی های کوی دانشگاه تهران در اوايل
بهمن ماه، حدود ۱۰ نفر از دانشجويان ساکن
کوی به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات و يا
دادگاه انقلاب احضار و در آن جا مورد بازجويی
قرار گرفتند.
در جريان احضار
دانشجويان به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات
سلمان يزدان پناه، چند ساعت تحت بازداشت
و بازجويی قرار داشت. نيروهای امنيتی در
نهايت به اين شرط سلمان يزدان پناه را آزاد
کردند که او رضا نگه داری، ديگر فعال دانشجويی،
را قانع کند که او نيز به اين دفتر مراجعه
نمايد. پس از چند مرتبه رفت و آمد نگه داری
به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات، از هفته
گذشته هيچ گونه خبری از اين دانشجو در دست
نيست و احتمال می رود اين دانشجو در جريان
احضارهای مکررش به اين دفتر بازداشت و به
زندان اوين منتقل شده باشد.
رضا نگه داری
و سلمان يزدان پناه، همچنين به سبب شرکت
در تجمعات اعتراض آميز دانشجويی توسط کميته
انضباطی دانشگاه تهران به محروميت موقت
از تحصيل محکوم شده بودند. رضا نگه داری
دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران است.
به
حکم دادگاه سنندج، صديق
امجدی، فعال کارگری
۱۰ ضربه شلاق خورد
بهروز کارونی
- صديق امجدی، يکی از کارگران بازداشت شده
در مراسم اول ماه مه در سنندج، روز شنبه
در دادگاه اجرای احکام در سنندج بازداشت
شد و حکم ۱۰ ضربه شلاق عليه او به اجرا در
آمد. صديق امجدی همراه با ۱۲ کارگر و فعال
کارگری ديگر، در روز اول ماه مه، روز جهانی
کارگر، در شهر سنندج بازداشت و پس از چند
روز آزاد شدند. این فعالان کارگری چندی
بعد در دادگاه به اتهام بر هم زدن نظم عمومی
و شرکت در تجمع غير قانونی محاکمه شدند.
اين مراسم توسط اتحاديه سراسری کارگران
بيکار و اخراجی ايران برگزار شده بود که
ده ها نفر در آن شرکت کرده بودند.
در آن هنگام،
اين تشکل کارگری اعلام کرد که مقام های
دولتی با درخواست مجوز برای برگزاری مراسم
روز اول ماه مه مخالفت نکرده بودند.
پس از محاکمه،
دو تن از بازداشت شدگان به دو و نیم سال
زندان، و سايرين به ۹۱ روز زندان و تحمل
۱۰ ضربه شلاق محکوم شدند. اين حکم در دادگاه
تجديد نظر به ۲۰۰ هزار تومان جريمه نقدی
و ۱۰ ضربه شلاق تغيير کرد. جعفر عظيم زاده،
سخنگو و عضو هيات مديره اتحاديه سراسری
کارگران اخراجی و بيکار ايران، به راديو
فردا گفت: «حکم دادگاه تجديدنظر آقای امجدی
روز پنجشنبه، ۲۵ بهمن، به شکلی غير رسمی
ابلاغ شد. همين موضوع باعث شد که وی روز
شنبه، ۲۷ بهمن، به شعبه دوم اجرای احکام
دادگاه سنندج مراجعه کند.» به گفته آقای
عظيم زاده، صديق امجدی در همان شعبه بازداشت
شد و همسرش را وادار کردند که جريمه نقدی
را به حساب بريزد و همزمان، او را شلاق زدند.
بر اساس اين
گزارش، ساير محکومان به شلاق و جريمه نقدی
با مراجعه به وکلای مدافع خود متوجه شدند
که حکم شلاق برای آنها نيز اجرا خواهد شد.
اين نخستين بار
است که حکم شلاق برای يک کارگر که در مراسم
روز جهانی کارگر شرکت کرده بود، به اجرا
در آمده است.
سخنگو و عضو
هيات مديره اتحاديه سراسری کارگران اخراجی
و بيکار ايران در مورد تاثير اين موضوع
چنين اظهار عقيده کرد: « اين مسئله می تواند
پيامدهای خطرناکی را برای طبقه کارگر ايران
به همراه داشته باشد. همان گونه که در زمينه
دستمزدها، ۳۰ سال است که موفق شده اند دستمزدهای
پايين تر از خط فقر را به کارگران تحميل
کنند و همانطور که همين دستمزدها هم به
طور مرتب پرداخت نمی شوند، فکر می کنم اين
حکم، پايه ای برای آن خواهد شد که کارگر
را مانند دوران بردگی شلاق بزنند. امروزه،
سرمايه داری در ايران، اين شلاق زدن را
با يک حکم رسمی دارد احيا می کند.»
جعفر عظيم زاده
اشاره کرد: «در دنيايی که شلاق زدن ممنوع
شده است، در ايران، طبقه کارگر را به روزی
انداخته اند که به خاطر آنکه روز خودش را
برگزار کرده است، محکوم به تحمل ضربات شلاق
می شود.»
اين فعال کارگر
به اين پرسش که آيا برگزاری روز جهانی کارگر
در ايران جرم محسوب می شود که کارگران به
خاطر آن محکوم به تحمل ضربات شلاق شوند،
پاسخ داد: «در ايران، خيلی چيزها هم جرم
است و هم جرم نيست. در قانون کار، روز جهانی
کارگر تعطيل اعلام شده است. با توجه به اينکه
دولت جمهوری اسلامی متعهد شده است که مقاوله
نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان بين المللی کار،
آی ال او، را اجرا کند، اما به رغم تمامی
اين ها، نزديک به ۳۰ سال است که اجازه برگزاری
روز جهانی کارگر را به تشکل های مستقل نمی
دهند.»
وی اضافه کرد:«اين
در حاليست که در ارتباط با خودشان و چيزهايی
که به نفع شان هست، ميلياردها از بودجه
مردم و مملکت هزينه می کنند، اما وقتی نوبت
به کارگر می رسد، حقی برای برگزاری آن روز
به کارگر داده نمی شود و تازه، زمانی که
کارگر اقدام به برگزاری آن می کند، شلاقش
می زنند.» جعفر عظيم زاده همچنين به اين
پرسش که اتحاديه سراسری کارگران اخراجی
و بيکار که مراسم اول ماه مه در سنندج را
برگزار کرده بود، چه اقداماتی را مد نظر
قرار داده است تا از کارگران محکوم به تحمل
ضربات شلاق دفاع کند، پاسخ داد:«تا آنجا
که بتوانيم و با تمام قدرت در مقابل اجرای
اين حکم برای ساير دوستان مان ايستادگی
خواهيم کرد و به همين حکمی هم که اجرا شده
است، اعتراض خواهيم کرد و در صورت تداوم
اجرای اين حکم از جمهوری اسلامی به سازمان
بين المللی کار شکايت خواهيم کرد، زيرا
به اين سازمان تعهد داده است که حقوق پايه
ای کارگران را که در جهان به رسميت شناخته
شده است، رعايت کند.»
به
خاطر نداشتن جوراب تا
حد مرگ کتکمان زدند!
ميدان زنان:سارا
لقايی:خواهرم را به خاطر نداشتن جوراب گرفته
بودند و می خواستند لباسش را بگيرند. وقتی
مقاومت کرد، چهار پنج نفری ريختند سرمان
و تا حد مرگ کتکمان زدند.
الناز معلمی
است که به بهانه آنکه پای خواهرش جوراب
نبوده در راستای طرح ارتقا امنيت اجتماعی
کتک خورده است. او داستان را اينگونه بازگو
می کند: "خواهرم تماس گرفت و گفت به خاطر
اينکه جوراب نداشته بازداشت شده و من بايد
برايش جوراب بياورم تا آزادش کنند. من برای
آزاد کردنش با جوراب و کارت ملی به کلانتری
رفتم اما کارت ملی را از من قبول نکردند
و گفتند بايد شناسنامه اش را ببرم و اين
کار بايد قبل از ساعت 9 صورت بگيرد و گرنه
شب را به حالت بازداشت پيش آنها خواهد ماند.
در اين بحث ها اتفاق ديگری افتاد. آنها از
خواهرم خواستند لباسش را که بلوز دامن گشادی
بود که به عنوان لباس ملی شناخته می شود
پيش آنها بگذارد."
خواهر الناز
مقاومت می کند و می گويد به خاطر نداشتن
جوراب بازداشت شده و لباسش مورد تاييد همه
مراجع بوده و به عنوان لباس ملی شناخته
شده است. اما جواب می شنود که هر کس اينجا
می آيد بايد لباسش را بگذارد.
"به
خواهرم گفتند اگر لباسش را تحويل ندهد شب
بايد بماند. خواهرم قبول کرد. در اين لحظه
مامور زنی که داشت با او صحبت می کرد از
اتاق بيرون رفت و چهار پنج مرد لباس شخصی
وارد اتاق شدند. اول توی صورت خواهرم زدند،
من به نشانه اعتراض جلو رفتم و شروع کردند
به کتک زدن هر دوی ما. حسابی کتکمان زدند.
شب را در بازداشتگاه گذرانديم و صبح روز
بعد پيش قاضی رفتيم. خواهرم گفت: آقای قاضی
لباس من چه ايرادی دارد؟ قاضی گفت: هيچ.
من گفتم: پيدا بودن پا از مچ پا به پايين
چه ايرادی دارد؟ گفت: من اين چيزها را نمی
دانم."
الناز توضيح
می دهد که وقتی به دادگاه رفته چادر سرش
کرده اند اما به خواهرش اجازه داده اند
با همان لباس در دادگاه حاضر شود، چون لباس
او مورد تاييد ماموران بوده است.
آثار کبودی روی
بدن هر دو خواهر ديده می شد. همه ناخن های
الناز شکسته بود و در ناحيه سر و قفسه سينه
احساس درد می کرد. دو خواهر شکايت کردند
و ضرب و شتم آنها توسط پزشکی قانونی تاييد
شد. خانواده الناز شکايت کردند. پرونده
آنها در جريان است اما خبر تازه ای از پيشرفت
آن نيست.
آمار
وحشتناک از قربانيان
سرمازدگی و گاز گرفتگی
در ايران
زمستان سال 86
را شايد بتوان سياه ترين زمستان خانواده
هاي ايراني دانست چرا که بسياري از ايرانيان
را در غم از دست دادن عزيزانشان داغدار
کرد. در حاليکه هنوز يك ماه از زمستان 86
باقي مانده است، آماري وحشتناک از قربانيان
سرمازدگي و گاز گرفتگي در ميان جامعه رسانه
اي ايران دست به دست مي شود. آماري که به
دليل پنهان کاري مسئولان مربوطه هنوز دقيق
نيست اما با يک حساب سرانگشتي مي تواند
پرده از مرگ هزاران ايراني در نيمه اول
زمستان سال جاري بردارد.
به گزارش منابع
خبري رسمي در طول سال گذشته 973 نفر بر اثر
گاز گرفتگي جان خود را از دست داده بودند
که از اين تعداد 250 تن مربوط به استان تهران
بوده است. اما در سال جاري تنها در هفته
سوم دي ماه 270 نفر بر اثر گاز گرفتگي جان
خود را از دست داده اند. هر چند به دليل حجم
بالاي مرگ و مير ناشی از گازگرفتگي ، نهادهاي
مربوطه دست به يک پنهان کاري عجيب زده اند
و از اعلام رسمي آمار تلفات مربوطه خود
داري مي کنند اما مطابق خوش بينانه ترين
برآورد که رئيس مجتمع بيمارستاني امام
خميني تهران اعلام کرده است، تلفات ناشي
از گاز گرفتگي تا پايان نيمه اول زمستان
جاري 100 درصد نسبت به کل سال گذشته افزايش
داشته است.
اين آمار تنها
متعلق به استان تهران است که کمترين مشکل
قطعي گاز را در کشور داشته است. بنابراين
بسياري از کارشناسان از آمار چند هزار نفري
مرگ ايرانيان بر اثر گاز گرفتگي خبر مي
دهند که مي تواند به عنوان يک رکورد بي نظير
در کارنامه دولت ثبت شود. برخي منابع در
وزارت نفت نيز به صورت غير رسمي از مرگ بيش
از چهار هزار ايراني خبر مي دهند که تقريباً
چهار صد درصد رشد را تا همين نيمه اول زمستان
نشان مي دهد.
به گفته کارشناسان،
علت اصلي افزايش گاز گرفتگي قطع مکرر و
مداوم گاز در بسياري از شهرها و مناطق کشور
بوده است که مردم را ناچار به دست کاري رگلاتورهاي
گاز و بخاري هاي گازي، استفاده از بخاري
هاي غير استاندارد، استفاده از زغال به
عنوان سوخت جايگزين و.... کرده است.
نرخ
رشد بيكاری فارغالتحصيلان
دو برابر نرخ بيكاری
كشور
رئيس موسسه كار
و تأمين اجتماعي كشور گفت نرخ رشد بيكاري
فارغالتحصيلان دانشگاه دو برابر نرخ
بيكاري در كشور است كه دليل اين امر به مشكلات
شيوه آموزش در دانشگاهها بر ميگردد.
محمدرضا سپهري
در حاشيه مراسم افتتاحيه دوره تربيت مربي
كه توسط جهاد دانشگاهي شعبه تربيت معلم
برگزار شد، گفت: در يك تقسيمبندي كلي
دانشگاهها را ميتوان به سه دسته دانشگاههاي
نسل اول، دوم و سوم تقسيم كرد كه در دانشگاه
نسل اول فقط به امر آموزش، در نسل دوم به
آموزش و پرورش و دانشگاههاي نسل سوم هم
به آموزش و هم به پرورش توجه ميشود؛ يعني
به طور كلي در نسل سوم آموزش و پژوهش براي
يافتن كسب و كار است كه با توجه به اين مساله
دانشگاهها در كشور ما جز دانشگاههاي
نسلي اولي است كه در برخي موارد هم وارد
نسل دوم شديم؛ چرا كه فقط به آموزش ميپردازند
و پژوهشها نيز در كشور ما خيلي كاربردي
نيستند.
سپهري با تاكيد
بر اين كه آموزش كارآفريني در كشور بايد
از مهد كودك شروع شود، خاطرنشان كرد: آموزش
كارآفريني يك مفهوم چند وجهي است كه بايد
بچهها از مهد كودك با فرهنگ كار سيستمي
و گروهي آشنا شوند؛ چرا كه كارآفريني
يك مفهوم ديناميكي است و ايستا نيست و بايد
در آموزش كارآفريني مهارتها و توانمنديهاي
افراد و كارگروهي مورد توجه قرار گيرد.
وي با اشاره
به اين كه به اين سوال كه چرا فارغالتحصيلان
دانشگاهها در شرايط فعلي وارد بازار كار
نميشوند، اظهار كرد: يكي از دلايل اين
امر اين است كه دانشجويان در دانشگاهها
توانايي بهرهگيري از زبان خارجي را ندارند
و آموزش زبان خارجي در دانشگاهها fashan
نيست؛ به طوري كه فارغالتحصيل دوره دكتري
نيز قابليت استفاده از زبان خارجه را ندارد.
رييس موسسه كار
و تامين اجتماعي كشور با انتقاد از اين
كه دانشجويان در دانشگاهها قدرت ارتباط
برقرار كردن با ديگران را آموزش نميبينند،
تصريح كرد: بيشتر دانشجويان فارغالتحصيل
متاسفانه قابليت جمعآوري و تجزيه و تحليل
اطلاعات را ندارند كه اين مسأله به نبود
هوش هيجاني در آنها بر ميگردد كه مربوط
به چگونگي برقراري ارتباط با ديگران است
كه در دانشگاهها آموزش داده نميشود
و حتي در دوره آموزشي با ابزارهاي جديد
توليد دانش و اشاعه آن و قابليت استفاده
از تكنولوژيهاي جديد نيز آشنا نميشوند
و دورههاي كارورزي نيز در برخي موارد
به صورت صوري برگزار ميشود.
سپهري در ادامه
عدم توانايي حل مسائل زندگي توسط فارغالتحصيلان
را از دلايل ديگر بيكاري جوانان فارغالتحصيل
برشمرد و افزود: جوانان بايد در دانشگاهها
توانايي حل مساله و مشكل زندگي اجتماعي
را آموزش ببينند تا بتوانند جهاني فكر
كنند و منطقهاي عمل كنند و ذهن كلنگر
و جزء كردار داشته باشند.
وي با انتقاد
از اين كه دانشجويان جهتگيري مثبت نسبت
به رشته تحصيلي خود ندارند گفت: ما در
دانشگاهها درك و جهتگيري مثبت نسبت
به رشته تحصيلي را به دانشجويان آموزش نميدهيم،
اكثر دانشجويان به رشته تحصيلي خود بدبين
هستند و بعد از فارغالتحصيلي نيز كار
مرتبط با رشته تحصيلي خود دانشجويان وجود
ندارد.
وي در ادامه
بيان كرد: داشتن انتظارات شغلي معقول در
دانشجويان بسيار مهم است كه اين انتظارات
معقول را در دانشجويان ا بايد بوجود آوريم،
بايد توجه داشت كه انتظارات شغلي مقعول
در سيستم استاد و شاگردي در دوران قديم
وجود داشت؛ ولي در حال حاضر نيست و اين فرهنگ
اخلاق حرفهاي و تعهد به كار و انجام كارگروهي
بايد در دانشگاهها مورد توجه قرار گيرد.
رييس موسسه كار
و تامين اجتماعي كشور، در پايان خاطرنشان
كرد: در حال حاضر تمام انتقادات ما از دولت
است و همه به دولت نگاه دوختيم كه براي ايجاد
كار چه كار كرده؛ در صورتي كه در همه جاي
دنيا اين گونه نيست؛ چرا كه ما علم به همراه
منابع و مهارت و تواناييها و ايجاد ارزش
افزوده و توانايي برنامهريزي را به دانشجويان
آموزش نداديم و بايد توجه داشت آموزش يادگيري
براي تغيير رفتار آدمها خيلي مهم است
و آموزش آنها دادن اطلاعات نيست و ما بايد
كارآفريني را براي تغيير رفتار بخواهيم.
یک
دانشجوی دانشگاه تهران
به زندان می رود
کمیته دانشجویی
گزارشگران حقوق بشر
طبق احضاریه
ای که امروز از سوی شعبه 6 اجرای احکام دادگاه
انقلاب بدست پیمان عارف رسیده است، وی می
بایست ، خود را جهت اجرای حکم یک سال و نیم
حبس تعزیری، به زندان اوین معرفی نماید.
پیمان عارف دانشجوی
کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران
که سال گذشته به سبب فعالیت های خود از دانشگاه
اخراج شده بود، در این خصوص می گوید:"
طبق این احضاریه می بایست ظرف 72 ساعت، خود
را به زندان اوین معرفی نمایم."
گفتنی است، عارف
در خرداد ماه 82 توسط نیروهای اطلاعات سپاه
بازداشت و مدتی را در بند (2- الف) زندان اوین
به سر برد. وی سپس از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب
به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق رهبری
تجمعات دانشجویی در خرداد 82 و در جریان
صدور حکم اعدام برای هاشم آقاجری به 5/1 حبس
تعزیری محکوم شد